تبریک یلدا
در بلندای یلدای باستانی، درازای زندگانی و آرزوهای آسمانی را از خدا
برای همه می خواهم...
نسیم شادی بر باغ زندگیتان وزان
و
دبور به دور
در بلندای یلدای باستانی، درازای زندگانی و آرزوهای آسمانی را از خدا
برای همه می خواهم...
نسیم شادی بر باغ زندگیتان وزان
و
دبور به دور
مقایسه ی اسفندیار با رستم
درهفت خوان و روایت های دینی
هفت خوان به معنی گذشتن از هفت مرحله ی سخت، یکی از شنیدنی ترین بخش های شاهنامه است. در ادبیّات و گفتار مردم به صورت کنایه از گذشتن از سختی ها وانجام دادن کارهای سخت و ناممکن یاد می شود. در شاهنامه هفت خوان شرح دلاوری ها و شجاعت پهلوانی به نام اسفندیار است، امّا در مورد رستم، جهان پهلوان نامی شاهنامه، هم گونه ای هفت خوان در شاهنامه دیده می شود که همین سبب شده هفت خوان در گفتار و پندار مردمان به نام رستم یاد شود نه اسفندیار.
چکیده ای دیگر از دست دوست چیره دستم سهـراب شـاویسی.
خواهان آنیم که نظر و ایده های خود را از ما دریغ ننمایید.
آرزوی سلامتی برای زخمی ها،
درخواست صبر از خدای بخشنده برای خانواده ها و بازماندگانشان
و با
امید و دعا برای تکرارنشدن این روی دادهای نفس گیر.
زلف آشفته
و خوی کرده و خندان لب و مست یپرهن چاک
و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسـش عربده جوی و
لبش افسوس کنان نیم شب
دوش به بالین من آمد، بنشست
سر فـرا گوش من آورد
به آواز حزین گفت:
ای عاشق دیرینه ی من، خوابت هست؟
عاشقی را که چنین
باده ی شبگیـر دهند کافـر
عشق بودگر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان
خـرده مگیر که
ندادند جـز این تحفه به ما روز الست
آن چه او ریخت به
پیمانه ی ما، نوشیدیم اگر از
خمر بهشت است وگر باده ی مست
خنده ی جام می و زلف گره گیـر نگار
ای بسا توبه که چون توبه ی حـافظ بشکست
ابیاتی از سرود مدرسه ی ملک الشّعرای بهار که در آن شاعر سعی دارد کودکان را از همان ابتدا با عشق به وطن و علاقه ی به پیش رفت وترقّی آن تربیت نماید و حسّ وطن پرستی و شوق به درس خواندن برای کسب افتخار وطن را در آنان زنده نماید، تا شاید نسل آینده بتواند ضرر و زیانهای گذشته را که به وسیله ی بیگانگان به وجودآمده، جبران نمایند:
***سلام ویژه به همه ی دانشجوهای عزیز.***
***روزتون مبارک.***
با اهدای درود بر وجود شما.
بنا بر پیشنهاد دوست خوبم فرهاد خ، این قسمت را برای نقد و نظرهای شما همکارها، دوستان، دانش آموزان و کلّی بگم بازدیدکنندگان عزیز قراردادم.
منتظر نظر و نقد و پیشنهاد و صد البتّه تعریف هایتان هستم.
با سپاس به ساحت مقدّس شما
زنگ انشا
کلاس درس، آرام است و سنگین است
و من با گام هایم سینه اش را رنجه می دادم
همه آرام و خاموشند
و بر عکس همیشه، چهره ها در رنج می بینم
نفس ها مرده در سینه
نگاه مات شاگردان برایم تازگی دارد
«کلاس درس انشا، درس سختی نیست!»
روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند که تاگهان شیری در مقابل آن ها ظاهر شد. یکی از آن ها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی در آورد و پوشید.
دیگری گفت: «بی جهت آماده نشو... هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریع تر بدود».
اوّلی پاسخ داد: «قرار نیست از شیر سریع تر بدوم، کافی است از تو سریع تر بدوم».
تحقیق حاضر چکیده ایست از قلم دوست و همکار خوبم آقای سهراب شاویسی که به یکی از شبهه ها در مذهب تشیّع و سنّی می پردازد. ایشان دارای کارشناسی دینی و عربی و مطالعات زیاد در تاریخ ایران و جهان و مباحث دینیست. هم اکنون در مدرسه ی راهنمایی نمونه دولتی صدرا مشفول به تدریس و تعلیم می باشند. این بحث، مقاله ی وزین و قابل تاملیست. لطفاً با صبر و دقّت مطالعه نمایید و از نظرات ره گشایتان هم ما را بی نصیب نگذارید. ممنون
روزه در عاشورا
سال روز شهادت سیّد الشّهدا امام حسین-درود خدا براوباد- و یارانش عاشورا نامیده می شود.این روز دهمین روز ماه محرّم، اوّلین ماه، در تقویم هجری قمری است. این روز مقدّس به نوعی مهمترین روز مذهبی شیعیان می باشد. درگاهشماری تطبیقی این روزبرابر با روز سه شنبه 20 مهر ماه سال 59 هجری خورشیدی است.یکی از مسائل بیان شده در باره ی عاشورا، مسئله ی روزه گرفتن در این روزاست. شیعیان روزه گرفتن درعاشورا را مکروه می دانند؛ چرا که معتقدند: بعد از واقعه ی عاشورا، بنی امیّه به جعل منابع اسلامی پرداخته و به بهانه کشتن امام حسین این روز را عید اعلام نمود و روزه می گرفتند، البتّه شیعیان معتقد هستند: فرد می تواند به احترام یاد امام حسین از صبح تا غروب بدون گرفتن نیّت روزه از خوردن وآشامیدن پرهیزکند، امّا اهل سنّت بنا به احادیثی که در کتاب های حدیثی مانند: کتاب صحیح امام مسلم وصحیح امام بخاری_ مهمترین ومعتبرترین کتابهای حدیثی اهل سنت_ آمده روزه در روز عاشورا را به سفارش پیامبر مستحب می دانند. حال این دوگانگی از کجا آمده و احادیث دو صحیح اهل سنت شامل چه مطالبی است و آیا احادیث درست وصحیحی هستند یا جعلی؟
ادبیّات عاشورائی
شاخهای از ادبیّات دینی در حوزهٔ زبان و ادب فارسی است.
اوّلین سوگنامه ی کربلا در شعر فارسی توسّط کسایی مروزی سروده شد و در یکی از بهاریّههای خود ضمن ستایش طبیع و شکوفایی آن بدلیل مصادف شدن بهار با واقعه عاشورا به بیان مقتل سومین امام شیعیان و یارانش میپردازد.
موضوع قیام امام حسین(علیه السّلام) از اواسط قرن سوم در ادبیّات فارسی واردشد. البتّه اوائل به صورت جدّی نبود، بلکه در قالب تمثیل ها و استنادها اشاراتی بهمقتل امام حسین(علیه السّلام) و شهدای کربلا داشتند یکیدو قرن بعد در حدود قرن 5 و6 هجری،سنایی به طور خاصجزو شعرایی است که به شهادت امام حسین(علیه السّلام)
چِشِش میمانَه مثل کاسّه ی چین
مُژَه ی دورِِ چِشِش پُرکَردَه پَرچین
دل بیـــــــــــــــــــــچاره و آوارَه بازَم
شدَه زندانی او زلفِ پُرچــــــین
![]()
در سال ۱۳۲۰ خورشیدی در قم به دنیا آمد. پدرش از دانشمندان اهل گرمارود الموت قزوین بود. مدرک کارشناسی خود را در رشته علوم قضایی و کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته ادبیّات فارسی از دانشگاه تهران گرفته , در عرصه ی شعر و ادبیّات کشور حضور موثّرداشته که راه اندازی و مدیریت گلچرخ نمونهای از تلاشهای اوست.