میان عاشِقا کَردی نشـــــــــــــــانِم

                              شکستی با فراقِت استخوانِم

   چه کردی آخَه اَی بی دین که عشقِت؟!

                              شُدَه یَی آتشی اُفــتادَه جانِم  

                                      (از کتاب گلاریژان علی لیمویی-ثابت کرمانشاهی-)

***

بحث هدف پیدایش فارسی کرمانشاهی و رواج تکلّم به ان گویش بسیار پیچیده و جای بحث دارد. این لهجه و گویش مختصّ مرکز کرمانشاه است و در شهرهای اطراف استان به ندرت دیده می شود که از آن به عنوان زبان فارسی استفاده کنند. این ماجرا از جایی آغازمی شود که کوردهای ناحیه مرکزی کرمانشاه و کلهورها در زمان های قدیم می خواستند گویشی را محور قراردهند که فارس ها هم بتوانند متوجّه مکالمه یآن ها شوند.

در واقع می خواستند بدون پیروی از گویش طهرانی (تهرانی) یک گویش فارسی-کوردی را ایجادکنند که کم تر از فارسی تهران اولویت و سرمشق بگیرد و بیش تر از فارسی کهن و کوردی.
سالیان گذشت تا گویش کرمانشاهی به شکل امروزی درآمد.
امروزه این گویش به طور معیار در آمد (مانند: گویش تهرانی مثلاً ترک ها و یا کوردهای کوردستان به هنگام مکالمه به زبان فارسی از گویش تهرانی استفاده می کنند به عنوان گویش واسطه) گویش کرمانشاهی نیز در بین مکالمه میان فارس ها و کوردها مورد استفاده قرارمی گیرد (فارس هایی که از شهرهای دیگر به این استان مهاجرت کرده اند) هدف این مسئله این بوده که تبعیت و سرمشق گویش از پایتخت نباشد و اختصاری باشد.

نیز گفته یی هست مبنی بر این که ساخته ی تاجران کرد عهد قاجار است برای آسانی رابطه و خرید و فروش با ترک و فارس و... .

لهجه کرمانشاهی -- معادل فارسی
سی کو : نگاه کن
بشیوانش : بهمش بریز
می‌تانم:می‌توانم
ولمان بوکو: ولم کن
بشش بوگو: بهش بگو
در لهجه ی فارسی كرمانشاهی در بسیاری از موارد واژه ها به همان صورت كه در زبان فارسی نوشته می شوند، خوانده می شوند :
* نان --> نان
* خانه --> خانه

برخی جاها هم کُوردیند:

* سیل --> نگاه كردن
* گله --> دانه