بررسی ادبیّات و آرمان شعر مشروطه

بررسی ادبیّات و آرمان شعر مشروطه 

بخشهایی از مقاله ی  بررسی ادبیّات و آرمان شعر مشروطه از سجاد تال و همکاران در مجله ی تخصصی شعر

چکیده

انقلاب مشروطه به عنوان یک تحوّل مهمّ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ادبیّات معاصر حائز اهمّیت است. تحوّل در رخدادهای سیاسی و اجتماعی در این  دوران باعث تحوّلاتی در ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شد و به تبع آن ساختارهای ادبی نیز از حیث فرم و محتوا متحوّل گردید.

این پژوهش به بررسی آرمان وطن دوستی در شعر انقلاب مشروطه می پردازد. روش پژوهش کتابخانه ای– اسنادی است و مطالب پس از طبقهجبندی موضوعی، تحلیل و بررسی شدهجاند.

 این مقاله در سه بخش تنظیم شده، که به ترتیب به بررسی، تاریخ انقلاب مشروطیت ،تاثیر انقلاب مشروطه بر ادبیّات فارسی و در نهایت نقد و بررسی مضمون آرمانی وطن دوستی درشعر مشروطه به ویژه اشعار ملک الشّعرای بهار می پردازد.

مهم ترین نتایج این تحقیق عبارتند از:

-   تحوّلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تاثیر مستقیم بر روی ادبیّات انقلاب مشروطه داشته، که این تحوّلات ادبیّات را به سوی مردمی شدن سوق داده است.

-   در آرمان های شعر انقلاب مشروطه بعد سیاسی، قومی و مسائل مدنی پررنگ تر است.

-   وطن دوستی در شعر شاعران  مشروطه تبدیل به آرمانی حائز اهمّیت جدا از معنای وطن دوستی در گذشته شده است.

واژگان کلیدی:

آرمان گرایی، انقلاب مشروطه، شعر، وطن دوستی، بهار. 

ادامه نوشته

مرثیه های مشهور ادب فارسی درباره ی حسین و یارانش

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین       روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست    مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم     بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست    اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب   کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند     تا به جائی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب     ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی    چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق     می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی     خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا    با کدامین سرکند ، مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست    هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند     عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت   داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون    دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای   گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز     با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا     جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم "شهریار"      کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین

ادامه نوشته

سلام. 

تولّدم مبارک...