مرثیه های مشهور ادب فارسی درباره ی حسین و یارانش
خون تو شرف را سرخگون کرده است:
شفق، آینه دار نجابتت،
و فلق محرابی،
که تو در آن
نماز صبح شهادت گزارده ای
در فکر آن گودالم
که خون تو را مکیده است
هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم
در حضیض هم می توان عزیز بود
از گودال بپرس!
شمشیری که بر گلوی تو آمد
هرچیز و همه چیز را در کاینات
به دو پاره کرد:
هرچه در سوی تو، حسینی شد
و دیگر سو، یزیدی
اینک ماییم و سنگ ها
ماییم و آب ها
درختان، کوهساران، جویباران، بیشه زاران
که برخی یزیدی
وگرنه حسینی اند… علی موسوی گرمارودی.
+++++
ننگ باعورا و جنگ عاشورا؟ حکایتی و شکایتی از خدا به خدا؟!
از تو فریاد خدایا به تو و داوریت روز مَنْ یَنْصُرُنی کس نکند یاوریت
بارها خون تو را ریخته بر خاک یزید من یزید تو بهجا مانده و خون بریت
گرچه از کوفه سرت بر سر نی رفت به شام باز بر نیزه شمر است سر خاوریت
گلوی خشک تو را کرد چرا خون تو تر جان چرا برد ز تو خصم عنود جریت
رمه روبه، رم خورد بسی از تک شیر انس و جان مات تو و شیوه جنگاوریت
آدمی زاده نجنبید پی یاری تو گرچه آمد به کمک لشگر دیو و پریت
از طف اُفٍ لَک تو رفت به اقصای زمین شرک و کفران زده انگاشت جهان سر سریت
وای روزی که از غیب شبیخون آری بدر و صفین شود معرکه از حیدریت
باز با تیغ دو پیکر دو کنی پیکر کفر مرحب و عَمر شده خاک ره صفدریت
شب عاشورا برگشت ز آتش مردم تو بهجا ماندی و آن گیسوی خاکستریت
خورد سوگند به سِرِّ تو موی سر تو یک سر موی نکاهد ستم از سروریت
حضرت ام ابیها که حسن زاد و حسین خوی و روی علوی داد و دم کوثریت
ای خداوند ببین خیل خر اسفارکشان مست جو کاهکشان مورد بیع و شریت
تیغ بر گردن خر زن که بدانند جهان قیمت تیغ تو و قدر کف گوهریت
رفتی امروز گر از ملک هری سوی حرا صبح فردا ز حرا هست سفر زی هریت
از تو جز با تو نیارم گلهای بار خدای از تو فریاد خدایا به تو و داوریت علی معلم دامغانی
++++++
و کنار درک تو کوه از کمر شکست
سید حسن حسینی
نامت زبانزد آسمان ها بود
و پیمان برادری ات
با جبل نور
چون آیه های جهاد
محکم
تو آن راز رشیدی
که روزی فرات
بر لبت آورد
و ساعتی بعد
در باران متواتر پولاد
بریده بریده
افشا شدی
و باد
تو را با مشام خیمه گاه
در میان نهاد
و انتظار در بهت کودکانه ی حرم
طولانی شد
تو آن راز رشیدی
که روزی فرات
بر لبت آورد
و کنار درک تو
کوه از کمر شکست
++++++
سجّادتال هستم. متولّد63. کارشناس ارشد و دبیر ادبیّات فارسی.