رخشندهٔ اعتصامی مشهور به پروین اِعتِصامی (۱۲۸۵–۱۳۲۰) از زنان شاعر ایرانی متولد تبریز است.
پروین اعتصامی
زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ ۱۷ مارس ۱۹۰۷در تبریز، درگذشت ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ ۴ آوریل ۱۹۴۱ فرزند یوسف اغتصامی (اغتصامالملک آشتیانی) فرزند میرزا ابراهیم
آشتیانی فرزند ملا حسن فرزند ملا عبدالله فرزند ملا محمد فرزند ملا عبدالعظیم
آشتیانی می باشد. مادرش اختر فتوحی (درگذشتهٔ ۱۳۵۲) فرزند میرزا عبدالحسین ملقب به مُقدّم العِداله و متخلص به "شوری"از واپسین شاعران
دوره قاجار، اهل تبریز وآذربایجانی بود.وی تنها دختر
خانواده بود و چهار برادر داشت.نام اصلی او "رخشنده" است.
یوسف اعتصامی، پدر پروین نویسنده و مترجم بود. وی در آن زمان ماهنامه ادبی «بهار» را منتشر
می کرد.
او در سال ۱۲۹۱ به همراه خانوادهاش از تبریز به تهران مهاجرت
کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطهخواهان و چهرههای فرهنگی آشنا شد و
ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبانهای فارسی و عربی
را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل آموخت. وی به مدرسه آمریکایی (ایران کلیسا) می
رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به اتمام رسانید. سپس مدتی در همان مدرسه
به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت.
پروین در
نوزده تیر ماه ۱۳۱۳ با پسر عموی پدرش «فضل الله همایون فال» ازدواج کرد و چهار ماه
پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس
شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت.
او که در خانهای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش
یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانهای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش
خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمیتوانست دوام یابد و سرانجام
این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر
با گذشتن از مهریه اش در مرداد ماه ۱۳۱۴ طلاق گرفت. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت
شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. در
سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ در زمان ریاست دکتر عیسی صدیق بر دانشسرای عالی، پروین به عنوان مدیر
کتابخانهٔ آن، مشغول به کار شد..او ۳۵ سال داشت که
درگذشت.
پروین به
تشویق ملکالشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ دیوان خود را توسط چاپخانه مجلس منتشر کرد
، ولی مرگ
پدرش در دی ماه ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی، ضربه هولناک دیگری به روح حساس
او وارد کرد که عمق آن را در مرثیهای که در سوگ پدر سرودهاست، به خوبی میتوان
احساس کرد:
|
پدر آن تیشه
که بر خاک تو زد دست اجل
|
|
تیشهای بود
که شد باعث ویرانی من
|
پروین اعتصامی
عاقبت در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه درقم در مقبرهٔ خانوادگی به خاک سپرده شد.یکی از معروفترین
آثار او که هم اکنون در کتاب فارسی قرار دارد شعر بلبل و مور است. روین برای سنگ
مزار خود نیز قطعه اندوهباری سروده که هم اکنون بر لوح نماینده مرقدش حک شده است.
|
اینکه خاک
سیهش بالین است
|
|
اختر چرخ
ادب پروین است
|
|
گر چه جز
تلخی ز ایام ندید
|
|
هر چه خواهی
سخنش شیرین است
|
|
صاحب آنهمه
گفتار امروز
|
|
سائل فاتحه
و یاسین است
|
|
دوستان به
که ز وی یاد کنند
|
|
دل بی دوست
دلی غمگین است
|
|
خاک در دیده
بسی جان فرساست
|
|
سنگ بر سینه
بسی سنگین است
|
|
بیند این
بستر و عبرت گیرد
|
|
هر که را
چشم حقیقت بین است
|
|
هر که باشی
و ز هر جا برسی
|
|
آخرین منزل
هستی این است
|
|
آدمی هر چه
توانگر باشد
|
|
چون بدین
نقطه رسید مسکین است
|
|
اندر آنجا
که قضا حمله کند
|
|
چاره تسلیم
و ادب تمکین است
|
|
زادن و کشتن
و پنهان کردن
|
|
دهر را رسم
و ره دیرین است
|
|
خرم آنکس که
در این محنت گاه
|
|
خاطری را
سبب تسکین است
|
دیوان قصائد و مثنویات و تمیثلات و مقطعات
دیوان پروین،
شامل ۲۴۸ قطعه شعر میباشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبیاست که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیدهاست. در میان اشعار
پروین، تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد.درون مایه اشعار او بیشتر غنیمت
داشتن وقت و فرصت ها، نصیحت های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان
و ناپایداری دنیاست.در شعر پروین استفاده هایی از سبک شعرای بزرگ پیشین نیز شده
است. ملک الشعرای بهار در مقدمه ای که بر دیوان وی می نویسد، می گوید:
این دیوان
ترکیبی است از دو سبک و شیوهٔ لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل، و آن دو یکی شیوه خراسان است خاصه
استاد ناصر خسرو قبادیانی و دیگر شیوهٔ شعرای عراق و فارس است به ویژه شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی علیه الرحمه و از حیث معانی نیز بین
افکار و خیالات حکما و عرفا است، و این جمله با سبک و اسلوب مستقلی که خاص عصر
امروزی و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جوئی است ترکیب یافته و شیوه ای بدیع و
فاضلانه به وجود آورده است.
اشعار او را
میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به
اشعارناصرخسرو شبیهاست. دسته دوم اشعاری که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعرسعدی نزدیک است. این دسته از اشعار پروین شهرت
بیشتری دارند.[نیازمند منبع]
|
پدر آن تیشه
که بر خاک تو زد دست اجل
|
|
تیشهای بود
که شد باعث ویرانی من
|
|
...
|
|
عضو جمعیّت
حق گشتی و دیگر نـخوری
|
|
غـم تـنهایی
و مـهجوری و حـیرانی من
|
|
من کـه قـدر
گـهر پاک تـو مـیدانستم
|
|
ز چـه
مـفقود شـدی؟ ای گهر کـانی من
|
|
من که آب تو
ز سرچشمهٔ دل مـیدادم
|
|
آب و رنگت
چه شد ای لالهٔ نعمانی من؟
|
|
من یکی مرغ
غزلخوان تو بـودم، چه فتاد؟
|
|
که دگر گـوش
نـداری به نواخوانی من
|
|
گنج خود
خوانـدیَم و رفتی و بگـذاشتیَم
|
|
ای عجب! بعد
تو با کیست نگهبانی من؟
|
نمونهای دیگر
از یک قصیده ۲۷ بیتی:
|
تا زآتش
عناد تو گرم است دیگ جهل
|
|
هرگز خرد به
خان تو میهمان نمیشود
|
شعر زیر بخش
هایی از یک مثنوی ۴۶ بیتی از دیوان اوست:
بیست و پنجم اسفندماه ۱۳۸۵، مطابق با یکصدمین سالروز تولّد اختر فروزان
چرخ ادب پروین اعتصامیست.در
تقویم رسمی ایران، این روز به روز بزرگداشت پروین اعتصامی نامگذاری شده است.
دو بیت اول
یکی از اشعار پروین:
|
گویند
عارفان هنر و علم کیمیاست
|
|
وآن مس که
شد همسر این کیمیا طلاست
|
|
...
|
|
وقت گذشته
را نتوانی خرید باز
|
|
مفروش خیره،
کاین گهر پاک بی بهاست
|
|
گر زنده ای
و مرده نه ای، کار جان گزین
|
|
تن پروری چه
سود، چو جان تو ناشتاست
|
|
...
|
|
زان راه
بازگرد که از رهروان تهی است
|
|
زان آدمی
بترس که با دیو آشناست
|
|
جان را
بلنددار که این است برتری
|
|
پستی نه از
زمین و بلندی نه از هواست
|
|
...
|
|
جمشید ساخت
جام جهان بین از آنسبب
|
|
کآگه نبود
از اینکه جهان جام خود نماست
|
|
زنگارهاست
در دل آلودگان دهر
|
|
هر پاک جامه
را نتوان گفت پارساست
|
|
ایدل غرور و
حرص و زبونی و سفلگی است
|
|
ای دیده،
راه دیو ز راه خدا جداست
|
|
...
|
|
در پیچ و
تابهای ره عشق مقصدیست
|
|
در موجهای
بحر سعادت سفینه هاست
|
|
...
|
|
دیوانگی است
قصه تقدیر و بخت نیست
|
|
از بام
سرنگون شدن و گفتن این قضاست
|
|
...
|
|
جانرا
هرآنکه معرفت آموخت مردم است
|
|
دل را
هرآنکه نیک نگه داشت، پادشاست
|
|
|
|
|
ای گل تو ز
جمعیّت گلزار چه دیدی؟
|
|
جز سرزنش و
بدسری خار چه دیدی؟
|
|
رفتی به چمن
لیک قفس گشت نصیبت
|
|
غیر از قفس
ای مرغ گرفتار چه دیدی؟
|
بیتی از سعدی که پروین در شعر فوق به آن با آرایهٔ تضمین اشاره میکند:
|
مرغان قفس
را المی باشد و شوقی
|
|
کان مرغ
نداند که گرفتار نباشد
|
پروین اعتصامی، شاعره نامدارمعاصر معاصر ایران از گویندگان قدر اول زبان فارسی است که با
تواناترین گویندگان مرد برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن شناسان معاصر گوی
سبقت را از آنان ربوده است.
در جامعه ما با همه اهتمام و نظام فکری اسلام به تعلیم و تربیت عموم و لازم
شمردن پرورش فکری و تقویت استعدادهای زن و مرد، باز برای جنس زن به علت نظام مرد
سالاری امکان تحصیل و پرورش تواناییهای ذوق کم بوده و روی همین اصل تعداد
گویندگان و علماء زن ایران در برابر خیل عظیم مردان که در این راه گام نهاده اند؛
ناچیز مینماید و پروین در این حد خود منحصر به فرد است.
رمز توفیق این ارزشمند زن فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛ معجزه
تربیت و توجه پدر نامور اوست که علی رغم محرومیت زن ایرانی از امکانات تحصیل و
فقدان مدارس دخترانه، خود به تربیت او همت گماشت و دختر با استعداد و با سرمایه
معنوی خود را به مقامی که در خورد او بود رسانید.
پدر پروین میرزا یوسف اعتصامی (اعتصام الملک) پسر میرزا ابراهیم خان مستوفی ملقب به اعتصام الملک از اهالی آشتیان بود که در جوانی به سمت استیفای آذربایجان به تبریز رفت و
تا پایان عمر در همان شهر زیست.
یوسف اعتصام الملک در 1291 هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و اصول و
منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب
احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح
اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یک صد مقام از مقامات محمود بن عمر
الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که به زودی جزء
کتابهای درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او
نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت .
کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال 1318
هـ.ق انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بی خبری عموم از اهمیت پرورش بانوان
در جامعه ایرانی رخ مینمود.
اعتصام الملک از پیش قدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از پیشوایان
تحول نثر فارسی است. چه او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ جهان، در پرورش
استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش از 17 جلد کتاب در بهار
1328 هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی به نام (بهار) منتشر کرد که طی انتشار 24 شماره
در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی- ادبی- اخلاقی- تاریخی- اقتصادی و فنون متنوع
را به روشی نیکو و روشی مطلوب عرضه کند.
رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد
یافت و از ابتدا زیر نظر پدر به رشد پرداخت.
در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی قرار گرفت و
از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد میآمدند بهرهها یافت و همواره
آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارقالعاده خویش دچار حیرت میساخت. در هشت
سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از
کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه میکرد طبع آزمائی مینمود و به پرورش ذوق
میپرداخت.
در تیر ماه سال 1303 شمسی برابر با ماه 1924 میلادی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی
را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره میشد با موفقیت به پایان برد و
در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان ” زن و تاریخ” ایراد کرد.
او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست سخن میگفت.
خانم میس شولر، رئیس مدرسه امریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین
در آن مدرسه چنین بیان میکند.
“پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی
بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود مییافت شوق وافر اظهار
مینمود.”
خانم سرور مهکامه محصص از دوستان نزدیک پروین که گویا بیش از دوازده
سال با هم مراوده و مکاتبه داشتند او را پاک طینت، پاک عقیده، پاک دامن، خوش خو،
خوش رفتار، در مقام دوستی متواضع و در طریق حقیقت و محبت پایدار توصیف میکند.
پروین در تمام سفرهایی که با پدرش در داخل و خارج ایران مینمود شرکت میکرد و با
سیر و سیاحت به گسترش دید و اطلاعات و کسب تجارب تازه میپرداخت.
این شاعر آزاده، پیشنهاد ورود به دربار را با بلند نظری نپذیرفت و مدال وزارت
معارف ایران را رد کرد.
پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج
به کرمانشاه به خانه شوهر رفت.
شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه
بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای
سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از
ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی
است همگامی این دو طبع مخالف نمیتوانست دیری بپاید و سرانجام این ازدواج ناهمگون
به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین
طلاق گرفت.
با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر
از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.
بعد از آن واقعه تأثیرانگیز پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران
سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار ناب خود نیز ادامه میداد. تا اینکه دست
اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت در حالی که بعد از آن سالها میتوانست
عالی ترین پدیدههای ذوقی و فکری انسانی را به ادبیات پارسی ارمغان نماید. به
هرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری حصبه در تهران زندگی را بدرود
گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک
سپردند.
در تهران و ولایات، ادبا و شعرا از زن و مرد اشعار و مقالاتی در جراید نشر و مجالس
یادبودی برای او برپا کردند.
در سال 1314 چاپ اول دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و
گرانمایه اش انتشار یافت و دنیای فارسی زبان از ظهور بلبل داستانسرای دیگری در
گلزار پر طراوت و صفای ادب فارسی آگاهی یافت و از غنچه معطر ذوق و طبع او محفوظ
شد.
پروین برای سنگ مزار خود نیز قطعه اندوهباری سروده که هم اکنون بر لوح نماینده
مرقدش حک شده است.
ویژگی سخن
او در قصایدش پیرو سبک متقدمین به ویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی میباشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با
چنان زبان ساده و شیوایی بیان میدارد که خواننده را از هر طبقه تحت تاثیر قرار میدهد.
او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری هم پایهی گویندگان نامدار
قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوهء را که شیوهء شاعران
شمال و غرب ایران بود احیاء مینماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش
ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی.
چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه پر مغز شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش
ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یک صد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان
شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به
تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم میکند.
قریحه سرشار و استعداد خارقالعاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و
دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که
آن اشعار از او نیست.
پروین اعتصامی بی تردید بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در طول تاریخ
ادبیات پارسی ظهور نموده است. اشعار وی پیش از آنکه به صورت دیوان منتشر شود در
مجلد دوم مجله بهار که به قلم پدرش مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار مییافت چاپ میشد
(1302 ـ 1300 خورشیدی) دیوان اشعار پروین اعتصامیکه شامل 6500 بیت از قصیده و
مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است.
مقدمه دیوان به قلم شادروان استاد محمد تقی ملک الشعرای بهار است که پیرامون سبک
اشعار پروین و ویژگیهای اشعار او نوشته است.
سخن آخر
عمر پروین بسیار کوتاه بود، کمتر زنی از میان سخنگویان اقبالی همچون پروین داشت که
در دورانی این چنین کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد. پنجاه سال و اندی است که از
درگذشت این شاعره بنام میگذرد و همگان اشعار پروین را میخوانند و وی را ستایش میکنند
و بسیاری از ابیات آن به صورت ضرب المثل به زبان خاص و عام جاری گشته است.
شعر پروین شیوا، ساده و
دلنشین است. مضمونهای متنوع پروین مانند باغ پرگیاهی است که به راستی روح را
نوازش میدهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک
بر دیوان پروین میدرخشد چنانکه استاد بهار در مورد اشعار وی میفرمایند پروین در قصاید خود پس
از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام
وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیک بختی و فضیلت سوق میدهد. وی این قطعه را برای سنگ
مزار خود سروده است.
|
در طول یكصدسال اخیر و از
زمانی كه كتاب ها ی درسی فارسی به مدارس ایران راه یافته اند كمتر شاعر معاصری
بوده كه صفحه ای ثابت در اذهان و كتاب ها به شعر او اختصاص یافته باشد. شعر
پروین این اقبال را داشته كه چه قبل و چه بعد از انقلاب در كتاب های درسی باشد.
دانش آموزان دبستان ها و دبیرستان های قدیم و جدید اشعار او را در كلاس خوانده
اند و برخی از آنها را از بركرده اند.
شعر پروین بعد از مرگش حضوری مستمر در حافظه طیف های مختلف داشته. از یك سو مردم
كوچه و بازار با آن همزبانی كرده اند و همدلی و از سوی دیگر محفل های خاص و
روشنفكری نیز نتوانسته اند از آن چشم پوشی كنند، اگر روزی یك نظر سنجی صورت گیرد
و قرار باشد از میان ۱۰۰ دیوان و دفتر شعر یكصد سال اخیر ۱۰ اثر را انتخاب كنند
بی شك نام پروین میان ۱۰ شاعر منتخب قرار می گیرد.
گمان نمی كنم جای رأی گیری هم توفیری در قضاوت كند. رأی گیری و نظرسنجی را می
توان در محفل های مختلف انجام داد. این كار را حتی یكی از روزنامه ها هم می
تواند انجام دهد. كافی است یكی از روزنامه ها این لیست را برای هزارنفر از
مشتركین خود ارسال كند و بعد از چند روز جواب را از آنها بخواهد.
به هر حال چنین توفیقی كمتر نصیب شاعران معاصر ما شده است. شاعران بزرگ در
ادبیات معاصر ما كم نیستند. ولی بسیاری از آنها به طیف ها و جریان های خاصی تعلق
دارند و در مقابل همه این طیف ها به نوعی روی پروین اشتراك نظر دارند.
اما چرا؟ این اشتراك نظر از كجا نشأت می گیرد؟ كسانی كه شعر معاصر فارسی را
دنبال می كنند شاید همواره این سؤال را از خود بپرسند كه راز بزرگی و ماندگاری
فلان شاعر چیست؟ شاعرانی كه در ادبیات معاصر ایران بزرگ شده اند و شهرتی به دست
آورده اند غالباً قالب ها را شكستند، به سنت ها پشت كردند، هنجارهای زبانی را به
هم ریختند وتركیبات بكر و صور خیال تازه ای به شعر كهن فارسی افزودند ولی در
مورد پروین هیچ یك از این ها مصداق ندارد. پروین نه قالبی شكست و نه سنتی را زیر
پا گذاشت.
حتی عنصر خیال كمترین نمود را در شعر او دارد.
پروین در سال های حیاتش با نیما، شهریار، بهار، ایرج میرزا، دهخدا، عارف،
میرزاده عشقی، نسیم شمال، لاهوتی، فرخی یزدی، ادیب نیشابوری و رشید یاسمی همقطار
بوده است. برخی از این ها به جهات مختلف در ادبیات معاصر به شهرت رسیده اند.
برخی به خاطر نوآوری ها یشان، برخی به خاطر پایبندی و سختگیری هایشان نسبت به
سنت شعر فارسی، برخی به خاطر اعتراض ها و نقدهای تندشان، برخی به خاطر سربرباد دادنشان
و برخی به خاطر درونمایه های منحصر به خودشان صاحب اسم و رسم شده اند. اما پروین
مشخصاً هیچ یك از این ها را ندارد. او در قالب شعر هیچ نوآوری چشمگیری نداشته
است.
همه قالب هایی را كه به كار برده قبل از او مورد استفاده بوده اند. اگر قصیده
هایش را با ملك الشعرای بهار مقایسه كنیم قضاوت و داوری در مورد آن دو، چندان
دشوار نیست. حتی در مقایسه با قصاید بی بدیل ناصر خسرو نیز كه چون قصاید پروین
بی تغزل و تشبیب هستند بی توفیقی پروین در این قالب نیز به خوبی عیان است.
در غزل نیز پروین چندان حرفی ندارد. خیلی ها معتقدند كه او اصلاً ذوق غزلسرایی
ندارد. اشعار او به لحاظ موسیقایی نیز برجستگی خاصی ندارد. اوزان شعرهای او
ملایم هستند واز موسیقی درونی كلمات و قوافی نیز استفاده چندانی نكرده است. به
لحاظ تصویرسازی و صور خیال نیز چندان برجسته نیست. بسیاری از عناصر خیال او در شعر
پیش از او وجود دارند.
پس عامل ماندگاری پروین در میان بسیاری از شاعران معاصر چیست؟ پروین یك تفاوت
دیگر نیز با شاعران هم عصرش دارد. خیلی از آن شاعران در كنار دیوان خود آثار
دیگری هم دارند. برخی صاحب روزنامه و مجله هستند، برخی كرسی تدریس دارند و برخی
هم محققانی هستند خستگی ناپذیر.
در مورد پروین باید گفت چند عامل می تواند موجب ماندگاری شعر او شده باشد. سال
های شاعری پروین میان سال های ۱۳۰۳ تا ۱۳۲۰ بوده است كه همزمان با پادشاهی
رضاخان بر ایران است. یكی از جنبه های مهم شعر پروین تعلیمی بودن آن است.
دائم پند و اندرز می دهد و نصایح اخلاقی عرضه می كند. منظومه فكری او هم برای
عرضه تعلیم و پند و اندرز به همان سبك و سیاق شاعران كهن فارسی است. در این میان
بیشتر از هركس پندهایش به اندرزهای سعدی می ماند. در منظومه فكری پروین
تقدیرگرایی از پایه های محكمی است كه بنای دیوانش روی آن قرار گرفته. عنصر تقدیر
در بسیاری از شعرهای تعلیمی از اصول جداناشدنی به حساب می آید: با چرخ، تو با
حیله كی برآیی؟ ـ در پشه كجا نیروی عقاب است / چه توان خواست از مكاید دهر؟ ـ چه توان كرد؟ هرچه باداباد / پتك ایام نرم سازد مان
ـ من اگر آهنم، تو گر پولاد.
این عنصر تعلیم چیزی است كه كاملاً موافق با مقتضیات زمانه بوده. حاكمیت وقت
اجازه نشر ادبیات كارگری دوران مشروطه و ادبیات انتقادی را نمی داده. در طول
حكومت رضاخان انتقادهایی كه در شعر شاعران دوره آمده همه سطحی هستند. ریشه ها را
هدف نمی گیرند. شعر تعلیمی این دوره از ویژگی های اخلاقی و مسائل سطحی اجتماع
انتقاد می كند.
استاد شفیعی كدكنی در كتاب «ادوار شعر فارسی» در این باره می گوید: «در این دوره
آنها كه به عنوان ادبای رسمی هستند، یعنی كسانی كه روزنامه ها را اشغال كرده اند
و تریبون ها را در اختیار گرفته اند می توان گفت غالباً آدم های سطحی و در زمینه
شناخت مسائل اجتماعی كم فرهنگ، خودفروخته و حتی بی وطن هستند.
بهار در تبعید است. ایرج مرده است. عارف در همدان به زندگی گیاهی خودش ادامه می
دهد و در دره های همدان تقریباً حالت زندانی به خود گرفته است. عشقی هم ترور شده
است. غالب اعتراض های فرخی یزدی هم با كنایه و به كار گرفتن استعارات شعر كلاسیك
است و كمتر صراحت دارد».
اما پروین نیز در این فضای بسته شعر می سرود. به نظر می رسد بهترین شیوه را برای
بیان حرف های خود انتخاب كرده بود. او در اشعار تعلیمی اش كم از ظلم و دزدی و
غارت حرف نزده است. هرچند گاهی خیلی آشكارا به عاملان این صفت ها می تازد ولی
اغلب از راه داستان و تمثیل جلو می رود.
قطعات معروف «اشك یتیم»، «مست و هشیار»، «نامه به انوشیروان» و «دزد خانه» نمونه
هایی از این نوع اند. پروین در كنار این تمثیل ها از سبك قدیمی مناظره نیز
بهترین بهره ها را برده است. مثل كلیله و دمنه، مرزبان نامه و جواهرالاسرار با
حاكمان وقت از زبان حیوانات حرف زده است. بلبل با گل از روزهای خوش فردا سخن می
گوید.
بلبل و طوطی از درد خود و پای در بند بودن شان می گویند. بط با ماهی رازش را می
گوید و گاهی هم از نباتات و جمادات كمك می گیرد. این تمثیل ها و اشعار تعلیمی
همگی با زبانی روان، سلیس و فصیح سروده شده اند. چیزی كه او را میان بسیاری از
شاعران معاصر ممتاز كرده است. این روانی و سلامت زبان او در بسیاری جاها با زبان
سعدی و ناصرخسرو پهلو می زند. گاهی زبانش از بسیاری از شعرهای منتشر شده در سال
های اخیر ملایم تر و روان تر است.
همین زبان در كنار شیوه بیان داستان گونه و تمثیل وار و نوعی مهربانی و عطوفت
زنانه در اشعارش موجب شده كه بعد از گذشت چندین دهه شعر او در كنار شعر بزرگان
معاصر فارسی قرار بگیرد.
شاید زن بودن و معصومیت زنان نیز در محبوبیت و شهرت او بی تأثیر نبوده است. در
میان شاعران هم قطارش او تنها زن كاروان است. بسیاری از او تصویر شاعره ای گوشه
گیر و منزوی ترسیم كرده اند، حال آن كه كافی است برخی از شعرهای او كه زنان پرده
نشین را خطاب قرار می دهد به یاد آوریم. سال ۱۳۱۴ در جشن فارغ التحصیلی خود
«نهال آرزو» را سرود.
شعری كه انتقادهای گزنده ای نسبت به تبعیض میان زنان و مردان در بردارد. پروین
زمانی شاعری می كرد كه مجال برای انعكاس اندیشه های مردان نبود تا چه برسد به
اندیشه های زنان. با این حال عنصر زنانگی، عطوفت و نرمی از ستون های شعر او است.
كودكان، دختران، پیرزنان و شخصیت های فرودست جامعه در شعرش حضور دائمی دارند. و
هنوز هم بعد از گذشت چند دهه صدای آن شخصیت ها مثل بسیاری از شخصیت های رمان ها
و داستان های برجسته فارسی به گوش می رسد.
|
امروز، 25 اسفند، مطابق با
سالروز یکصد و چهرمین زادروز «پروین اعتصامی» قصیده سرای بزرگ معاصر است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان
ایران (ایسنا) منطقه آذربایجان شرقی «رخشنده» اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در
۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام
الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ
قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایاننامهٔ
تحصیلی خود را از مدرسهٔ
آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیوند زناشویی او با پسر
عمویش بیش از دو و نیم ماه دوام نداشت. پروین پس از جدایی از همسر، مدتی کتابدار
کتابخانهٔ دانشسرای عالی بود. دیوان
اشعار وی بالغ بر ۲۵۰۰ بیت است. او در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه
درگذشت و در قم به خاک سپرده شد. آن چه در ذیل می خوانید نظر برخی از چهره های
شاخص شعر و ادب فارسی در مورد جایگاه شعر و شخصیت این بانوی صاحب گوهر است. آن چه در ذیل می بینید نظر تنی چند از شاعران
بزرگ معاصر در مورد شعر و اندیشه این بانوی صاحب گوهر است.
مهدی اخوان ثالث:«منِ شخصی» پروین، زیاد هم
خصوصی نیست
از جمله دلایل عزیز و ارجمند بودن پروین اعتصامی
مثلا همین است که این آزاده زن بزرگوار با آن همه شعر و سخن که دارد، در دیوانی
با پنجهزار بیت فقط یک یا دوجاست که از خودش حرف زده و «منِ شخصی و خصوصی» او از
پسِ پشت شعرش خود مینماید و جلوه میکند.تازه درآن یک دو جا هم امری روحی و بشری
و ازجمله عمومیات عواطف آدمی در میان بوده، عواطف مشترک همگان، مثلا مرثیهای برای
پدرش گفته یا لوحی برای مزارش یا در تقدیرنامهای منظوم ودایع روح و مواجید قریحة
خود را بدست زمانه سپرده است.طبعاً در اینطور موارد جنبة همگانی و انسانی امر در
حد خود محفوظ است یعنی شعر حکایت از احوالی دارد که آنقدرها هم شخصی و خصوصی نیست.
(ازاین اوستا.چاپ دوم،1349.انتشارات
مروارید.ص113و114)
ملکالشعراء
بهار: پروین متاثر از ناصرخسرو و سعدی بود
دیوان پروین اعتصامی ترکیبی است از دو سبک و
شیوة لفظی و معنوی، آمیخته با سبکی مستقل.و آن دو یکی شیوة شعراء خراسان است، خاصه
استاد ناصرخسرو و دیگر شیوة شعراء عراق و فارس، به ویژه شیخ مصلحالدین سعدی.و از
حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفا است و این جمله با سبک و اسلوب
مستقلی ترکیب یافته وو شیوهای بدیع بوجودآورده است.
هنر پروین آنجاست که از زبان همه چیز سخن میگوید:چشم
و مژگان، دام و دانه، مور و مار، سوزن و پیرهن،
خاک و باد، مرغ و ماهی، صیاد و مرغ،... و عاقبت خواننده را در عالم «کلیله
و دمنه» و عوالم طفولیّت و جوانی و پیری و هزاران احوال درونی و بیرونی سیر میدهد
و تسلیت میبخشد.
1314 شمسی (مقدمة دیوان پروین اعتصامی)
سیمین بهبهانی: می خواستم جای خالی پروین را پر
کنم
از گلی مینویسم که جوان مُرد و جوانمرگی مرگِ
فرصتهاست،خاصّه آنگاه که نیروی بالندگی باشد و رستنگاه به آیین و درین هنگام دریغ
از نونهالی که تندبادش برکَند یا آفت دی و
تیرش پژمرده کند.به نوجوانی خود دیدمش. با مادرش به خانة ما آمد به دیدار مادرم. و
این در ماه اسفند بود. ماهی پس از آن دیدار، به نیمة فروردین به بیماری حصبه
درگذشت.نخستین شعرم را که سروده بودم و مادرم آن را دستکاری کرده بود برایش
خواندم.مرا بوسید و برایم آرزوی توفیق کرد.پوستی سپید و گونههای گلرنگ و شاداب و
دهانی کوچک و لبهایی پر داشت، و چشمهایی آرام،با نگاهی نه در مسیر موازی.در جوانی
تأثیری از او در کار خویش داشتم.میخواستم جای خالی او را پر کرده باشم.درآن هنگام
او برایم نهایت اعتلای یک شاعر بود و در ذهنم این واقعیت نمیگنجید که هرکس باید
جای خود را پرکند، نه جای دیگری را.
دی ماه 1368 (دیوان پروین اعتصامی.ویرایش و
تدوین احمدکریمی)
نادرنادرپور: پروین سرسلسله
شاعران زن امروز
پروین چه از لحاظ «بافت کلام»
و چه از لحاظ «دید شاعرانه» گرایش بیشتری به شیوة کهن دارد تا به شیوه نو، لیکن
ازآنجا که مضامین و موضوعات تازهای –
آن هم با لطف و رقّت خاص زنانه- در شعر خویش آورده و نخستین زن ایرانی است که به
معنی واقعیِ کلمه شاعر بوده لذا سرسلسلة شاعرگان (شاعران زن) امروز ایرانش باید خواند.
(شعرانگور.چاپ
دوم،1348.انتشرات مروارید.ص55)