خدایان واساطیر قدرتمند ایران که بیشترشان نمودهای گیتی بودند، در این رستاخیز جایگاه خویشتن را از دست دادند.بغانی چون مهر ، آناهیتا وبهرام ......دیگر ستایش نمی شدند  و زروان خدای زمان بی کران هم مانند آنها بود.

اما با کشته شدن  زرتشت و جانشینان نخستین او ، مغان مادی که پیشتر پرستندگان  وپرستاران دین کهن بودند. دوباره قدرت را بدست گرفتند. اما چون سادگی وپیراستگی دین زرتشت فراگیر گشته بود. چاره ای جز مدارا با دین نوین نداشتند . اما آنان به یکباره دست از همه چیز نشستند وبا پذیرش دین زرتشتی خود را گسترش دهند وآموزگار دین بهی نمایاندند.

 در این رهگذر دوباره خدایان ومراسم کهن زنده شدند اما در زیر پرچم زرتشتی وبه نام فرشتگان وایزدان دین نوین . زروان هم دوباره جایگاه نوینی را بدست آورد اما نه به شکوه وهیبت دیرین وتنها با اشارتی گذار از او یاد میشد مانند : ستایش سی روزه بزرگ در خرده اوستا.

 در زمان بلاش پنجم اشکانی (51 تا78 میلادی) برای جمع آوری اوستا پاره پاره شده بدست اسکندر گجستک( ملعون) تلاشی گسترده آغاز شد که تا روزگاران شاپور دوم ساسانی(310تا379 میلادی) کار جمع آوری ونگارش نسک ها ادامه یافت .سرانجام آذربدمهر اسپندان موبد موبدان شاپوراوستا را تمام نمود. اوستای ساسانی دارای 21 کتاب یا نسک وشامل مطالب ومواردی بسیار از ستاره شناسی گرفته تا اسطوره وتاریخ وپزشکی ..... بود. اما اوستا توسط برخی از هیربدان پذیرفته نشد. پس موبد بزرگ مراسم ور وسوگند خوردن را انجام داد وبا ریختن سرب مذاب بر بدن خویش وتندرست بیرون آمدن از این آزمون ، درستی اوستا ی جمع آوری شده را اثبات نمود .اوستای امروزه در دست ما یک چهارم اوستای ساسانی است.که پس از یورش تازیان بر جای مانده است وشامل پنج بخش بنام های :یسنا،یشتها ، خرده اوستا، ویسپرد و وندیداد است.

در دوران ساسانی فلسفه والهیات زرتشتی بار دیگر مورد بازبینی نوینی قرار گرفت .زرتشت خدا را وجودی یکتا  با هفت صفت جاوید(امشاسپندان)دانست بود ولی در فلسفه به دوگوهر روحانی همزاد که یکی سپنتامئینیو( نیکی) ودیگری انگره مئینیو( بدی) بود ،باور داشت .زرتشت این دوگوهر روحانی رادر اندیشه وگفتار وکردار دشمن می دانست. در نگاه زرتشت انسان در انتخاب این دوگوهر وپیروی از آنها آزاد آفریده شده است وخداوندگار پناهگاه وهوادار کسانیست که نیکی را برگزینند . به دیگرسخن ،زرتشت به یکتای  درآفریدگار ودوگانگی در فلسفه وزندگی معتقد بود.

 با گذر زمان ،نفوذ اعقاید کهن مغان مادی ،هجوم اسکندرگجستک وسلطه یونانیان این اندیشه دچار تحول شد واز قالبی بدیع وشیوا به طرحی مادی وجسمانی با انبوه دیوان وفرشتگان  در آمد.سرانجام به همانندی وهم سطحی خداوند وشیطان تبدیل شد .

در حکومت ساسانیان که از دودمان موبدان معبد آناهیتای پارس بودند .اهورمزدا و امشاسپندان( هفت صفت  جاوید روحانی خداوند) همراه با انگره مئینیو(اهریمن) از قالب روحانی  به قالبی  جسمانی وانسانی درآمدند .از آنها تندیس ها ونگارها ساخته شد .موبدان ساسانی در برابر اهورامزدا ،اهریمن را نشاندند واز برای هر ایزدی، دیوی اهریمنی قراردادند.وگیتی را آوردگاه پیکاری 9هزار ساله میان ایشان بود . جای گزینی اهورمزدا بجای سپنتا مئینیو بودکه دربرابرش انگره مئینیو (اهریمن) بود اما این شکل نوین از آنچه که پیشتر زرتشت گفته بود بسیار دوربودپس نیازمند سازماندهی نوین و پذیرفتنی بود. چرا که  سپنتا با انگره دو همسان وهمزاد  روحانی بودند که هرکدام سرچشمه نیکی وبدی در پندار وگفتار وکردار مردمان .حال که اهورا مزدا بجای سپنتا دربرابر اهریمن قرار گرفته وهردو همسان وهمزادی جسمانی  شده اند پس چگونه آفرینش یافتند؟ کدامین یک بر دیگری در آفرینش بردیگری برتری دارد؟در این دوران است که زروان ( زمان ومکان بی کران) دوباره اهمیت پیدا نمود.هرچند در نقشی کوتاه وآغازین، اما همین قرار گیری در آغاز آفرینش به اعقاید ساسانیان ترتیبی نوین وپذیرفتنی داد. کتاب ها ونسک های دوران ساسانی سرشار از زروانی گری است ودرواقع دیانت زرتشتی ساسانی را باید زروانی نامید . البته از آیین زروانی هیچ کتابی مستقلی برجای نمانده است اما اسطوره او به روشنی برجای مانده است . در رساله نقض مذاهب نوشته  ازنیک  دوکوتب از پدران کلیسای ارمنی که کتابش را در رد زرتشتی گری دوران ساسانی نوشته است. اسطوره زروان این چنین بیان شده است.

اسطوره زروان

 در آغاز هیچ چیز نبود نه آسمانها نه زمین ونه هیچ یک از موجودات، تنها زروان (زمان بی کران) بود. پس زروان درآغاز هستی  در آرزوی فرزندی روشن هزار سال به فدیه وقریانی  پرداخت. اما در پایان هزار سال به شک وگمان افتاد که آیا فدیه وقربانی اش پذیرفته خواهد شد یا که  بی ثمره خواهد بود؟ از این شک وتردید نطفه اهریمن در بطن او بسته  شد .واز قربانی ها وفدیه هایش اورمزد . زروان عهد بست که اولین فرزندی را که از او زاده شود. فرمانروای جهان  سپارد . اورمزد از این عهد آگاه شد واهریمن را نیز بیاگاهانید.پس اهریمن شکم زروان را درید ودر برابر او ایستاد. زروان گفت : توکه هستی ؟ اهریمن پاسخ داد:فرزند تو. زروان گفت:فرزند من دارای بوی خوش ونور وروشنایی است اما تو بدبو وآلوده ای . توآن فرزندی که در انتظارش بودم نیستی .در این هنگام اورمزد زاده شد. و زروان فرزند خود را باز شناخت  ودسته ی برسمی را که هنگام فدیه دادن بر دست می گرفت به او داد واورا تقدیس نمود. اما اهریمن عهد زروان را  به او یادآورد. پس زروان  برای پایبندی به عهد خویش اهریمن را درجهان 9 هزار سال فرمانروا کرد. با این سخن که در پایان آخرین هزاره اورمزد براهریمن پیروزمی گردد واهریمن وتاریکی را نابود می کند .پس اورمزد به آفرینش پاکی و واهریمن به آفرینش شر دست زدند .

درمتن های کهن در ادامه آمده است که:

  اماآنچه که اورمزد می آفرید در تاریکی بود  واورمزد آفرینش روشنایی را نمی دانست.پس اهریمن به دیوان گفت که اگر اورمزد با مادر وخواهر خویش زناشویی نماید. از او خورشید وماه زایش می گردد وجهان روشن می شود. پس زنهار که اواز این راز آگاه نگردد .اما مهی دیو راز را به اورمزد گفت واورمزد با  پیروی از آن ماه وخورشید را آفرید .

بررسی اسطوره

از این اسطوره پیداست که در دوران ساسانی ساخته وپرداخته شده است. هرچند  یونکر اعتقاد به زروان را از قدیم ترین زمانهای زرتشتی میداند وادیموس رودیوس شاگرد ارسطو در سده چهارم قبل از میلاد، نیز اسطوره زروان را چنین نقل کرده است واورا غیر قابل وصف وبی نام دانسته است. اما روشن است که در زمان ساسانیان اسطوره زروان به این صورت درآمده است وبیان  مواردی مانند ازدواج با محارم ( خویدوده) در پایان اسطوره ونسبت اورمزدی دادن به آن در جهت نیکو نمودنش، این را اثبات می نماید . در کتابهای دوران ساسانی به فراوانی به رسم خویدوده ونیکوبودن برگزاری آن اشاره شده است .

 هرچند به گزارش مستقیم گاهان(17سرود خود زرتشت که دربخش یسنای اوستا قرار دارد)زرتشت وخانواده اش واولین دینداران زرتشتی هرگز این رسم را انجام نداده اند .این خود از سرودی که زرتشت در مراسم ازدواج پورچیستا دخترش بیان کرده به روشنی بدست می آید چرا که او از دخترش می خواهد در آزادی اراده  شوهر خود، جاماسب را برگزیند وپاکی وپارسایی را بهترین ویژگی همسر می داند.  اما این رسم خویدوده درمیان مغان مادی  مرسوم بوده است ودر دوران دگرگونی آیین باردیگر توسط مغان اجرا شد وسعی نمودند به هرشیوه ای که شده به آن رنگی زرتشتی ومزدایی بدهند.

پس زروان را  به عنوان برترین خدا ونخستین آفریدگار برگزیدند. در کتاب مینوی خرد که اثری زروانی  است آمده: همه کارهای جهان به قضا وزمان ومشیت بزرگ زروان که وجودش قائم بذات وفروانروایش طولانی است ،باز بسته است. او ایزد سرنوشت وتنظیم کننده گردش آسمان وستارگان است . اونمود چهار صفت بارداری وزایش، کهولت وبرگشت به عالم جاوید است.

 اما پرسشی وجود داشت چگونه زوان در آغاز فدیه وقربانی می داده است مگر کسی فراتر از زروان وجود داشته که برایش قربانی می داده است ؟ پاسخ این است که فدیه وقربانی صرف نظراز هرچیز خود دارای نیکی وقدرت است .وزروان آن را بامید فرزند دار شدن انجام داد .

در قطعات مانویان ایران غربی وسغدی وایغوری مربوط به قرن سوم هم زروان نخستین آفریدگار جهان است.اما چرا در اوستای کنونی جز اشاره های  کوتاه مانند: وندیداد فرگرد 19 بند 13 ،یسنا 72 بند 10، خرده اوستا سی روز ه بزرگ بند 21، یادی روشن ودراز از زروان  نیست؟  شاید که بعد از ورود اسلام وبرخورد کلامی ادیان ،زرتشتیان از زروان  دست کشیده اند .چرا که همیشه از این سمت مورد هجوم ادیان قدرتمند اسلام ومسیحیت قرار داشتند .به ویژه ازدواج با محارم ( خویدوده) که همیشه مورد طعنه وتمسخر ادیان دیگر بود و ردپای آن تا قرن هشتم هم در کتاب ها ادبی وتاریخی وجود دارد.

 به عنوان نمونه در حکایت های فارسی عبید زاکانی آمده :  مردی مسیحی، زرتشتی رادید پس به او گفت: از چه زمان مادران خود را بکار نمی گیرید ؟ زرتشتی پاسخ داد : از آن هنگام که ادعای زایش خداوند نمودند.

گویا اعتقاد به زروان در یکی از نسک های مفقوده اوستا بنام دامدات نسک  از منابع کتاب بندهش بوده است.بسیاری نبود سه چهارم اوستای ساسانی را نتیجه پاکسازی هیربدان زرتشتی از نفوذ افکار زروانیان در اواخر دوران ساسانی می دانند. در این دوران زروانیان مورد تهمت وتکفیر قرار گرفته بودند. بعدها موبدان اهورا مزدا را آفریننده زروان بیان کردند ودوباره به سازمان یکتای زرتشتی بازگشتند.

 در کیش مهر نیزمانند مانویان ودیگر ادیان کهن ایرانی زروان نخستین آفریدگاربود در برخی از مهرابه های ( پرستشگاه های مهری) اروپا ودیگر جاها ،تندیس موجودی دهشتناک با سری چون شیرغران وبدنی انسان که ماری هفت بار بدورش حلقه زده ، پیدا شده است.گاهی تندیس داری بالهای نیز می باشد. ودر دستانش علامت ها ونشانه های ستارگان می باشد یا که دارای  علامت های نامشخص است. به باور بسیاری این ها ،تندیس زروان هستند به ویژه که جنسیت تندیس مشخص نیست وتاکنون مانند آن با این علامت ها شگفت انگیز هم یافت نشده است .میدانیم که نامشخص بودن از صفت ها زروان است.

 زروان بیشتر از آنکه وجودی آفریننده ودینی باشد جنبه فلسفی دارد به این شیوه که زروانیان همه چیز را در یک وجود مطلق می دیدند.آنان وجود شر در جهان را نه براثراشتباه  ونه بواسطه آفرینش اهریمن   بلکه به سبب وجود توانشی درزمان ومکان مطلق ( زروان) می دانستند .هدف نبرد میان  خیرو شر ایجاد وحدت دوباره در وجود مطلق است که یراثر تردید ایزدی بهم خورده است. در نگاه فلسفی زروانیان  آفرینش عمل خدا نیست بلکه تکاملی تدریجی است به این شیوه که ماده اولیه بدون صورت یعنی زمان ومکان نامحدود به آن چه که دارای صورت است یعنی  جهان جسمانی محدود به تدریج تکامل یافته است. این تکامل می تواند بدون وجود آفریدگاری صورت پذیرد پس نه آفریدگاری است ونه  بهشت و ودوزخی ونه پاداش وپادافره ای . با این وصف آیین زرتشتی از زروانی جدا می شود هرچندکه آیین زروانی هرگز یک دین مستقل نبوده است واندیشمندان ونویسندگان ادیان ومذاهب از آن به عنوان یکی از شاخه های دین بهی یاد می کردند یا آن را برداشتی فلسفی مربوط به دوران اشکانی وساسانی میدانستند .

با این حال تفاوت بارز میان آیین زروانی با زرتشتی در این است:

1- اعتقاد به وجودی مطلق به عنوان زمان ومکان بی کران (زروان) 2-اهریمن واورمزد جفتی توامان  وهمزاد وهمسان هستند 3_ 9هزارسال فرمانروای از آن اهریمن است 4-اعتقاد به تقدیر وماده گرایی5- بدبینی نسبت به زنان  وازدواج با محارم ( خویدوده)که نوشته های دوران ساسانی مانند گزیده های موبد زاد اسپرم، بندهش، مینوی خرد ...... به روشنی وجود دارد.

درپایان خوانند گان ارجمندی را که مایل به دانستن بیشتر درباره دین های واساطیر ایرانی هستند به خواندن کتابهای استادان ارجمند :آقای هاشم رضی ودکتر ژاله آموزگار رهنمون می شوم.

باشد که از دانش آنان بهره مند شوند وهرچه بیشتر با تاریخ وفرهنگ کهن دیارمان آشنا گردند.

منابع:

1- اوستا کتاب وندیداد،1385،ترجمه هاشم رضی، نشربهجت ، چاپ اول

2-الملل ونحل ،1384، محمد ابن عبد الکریم شهرستانی،سید محمدرضا جلالی نائینی، انتشارات اقبال، چاپ پنجم

3-تاریخ اساطیری ایران، 1387، ژاله آموزگار، انتشارات سمت،چاپ دهم

4- دیانت زرتشتی،2386،کای بار-آسموسن-بویس، فریدون وهمن، نشر جامی،چاپ اول

5- شناخت اساطیر ایران، 1386، جان هینلز،  آموزگار-تفضلی، نشر چشمه، چاپ دهم

6- آیین مغان،1382، هاشم رضی،انتشارات سخن، چاپ اول