موسیقی طبیعی، عبارت است از اصوات و نغمه هایی که ازطبیعت و یا از حنجره حیوانات شنیده می شود؛ مانند صدای برگها و درختان هنگام وزیدن باد و یا مثل آواز پرندگان.
موسیقی هنری، عبارت است از آهنگهایی که انسان با وسایل مصنوعی (چون ویولون،گیتارو…) می سازد و در یکی از ۷ دستگاه اصلی موسیقی نواخته می شود. تفاوت موسیقی طبیعی و مصنوعی یا هنری را شاید بتوان در این مسئله دانست که آهنگ های طبیعی دارای سیر ملایم و یکنواخت هستند و همواره برای انسان جذّاب و آرامش بخش بوده و بر نشاط انسان به صورت واقعی می افزاید. احتمالاً شما هم چنین آرامشی را از محیط هدیه گرفته اید، ولی آهنگهای مصنوعی دارای ارتعاشات و زیر و بم های گوناگونی هستند که سلسله اعصاب از آن اثر می پذیرند و البته به میزانی که این موسیقی از حالت ملایمت و یکنواختی متناسب با سیستم عصبی خارج شود، نه تنها دلنشین نیست که زیان بخش هم خواهد بود.

از همین جا تکلیف ما مشخص است که با موسیقی طبیعی کاری نداریم، و حرفمان درباره موسیقی هنری، آن هم از نوع غیر حلالش است.(برای آشنایی با تفاوت های موسیقی حلال و حرام و احکام مربوط به آن هم می توانید ابتدا سلسله احکام مربوط به موسیقی را که در همین سایت مفصلا توضیح داده شده است مطالعه کنید.)

تاثیر موسیقی
دربارة حوزة تأثیرگذاری موسیقی و این که اصالتاً مخاطب آن جسم است یا روان یا هردو باید گفت: «مخاطب حقیقی این هنر، مغز و روان انسانها است، نه حس بینایی و شنوایی؛ زیرا این دو حس چیزی جز واسطه انتقال اصوات فیزیکی به مغز و روان انسانها نیست. تیز گوش ترین انسانها که دریافت درونی از معنای موسیقی ندارند، هیچ درکی درباره آن نمی توانند داشته باشند، حتی تفسیر و چگونگی برداشت انسانهایی که در یک جامعه و در پوشش یک فرهنگ و یک محیط و سرگذشت زندگی می کنند هم گوناگون است،  اگرچه همه آنان ازحس شنوایی مساوی برخوردار بوده باشند(۱)

اثرات معنوی و روحی موسیقی:
روح انسان، مهم ترین جنبة وجودی انسان است و هرچه که بر آن اثر بگذارد، می تواند در کمال و سقوطش، مؤثّر باشد. از این جا اهمّیت اثر موسیقی بر روح و روان انسان مشخّص می شود. ما در این بخش مهمترین آثار موسیقی را بر روح بررسی می کنیم:

گمراهی و غفلت ازخدا:
از بزرگ ترین آثاری که برای موسیقی ذکر شده است دور شدن از یاد و ذکر خداست. قرآن در سورة لقمان یکى از عوامل گمراهى و ضلالت را «لهو الحدیث» دانسته است. «ومِن النّاسِ مَن یشتری لَهوالحدیثِ لیُضلَّ عن سبیلِ الله(۲) لهویعنی غفلت، یعنی دورشدن از ذکرخدا، دورشدن از معنویت، دورشدن از واقعیتهای زندگ، دورشدن ازکار وتلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بند وباری(۳). در روایات اسلامى از «لهو الحدیث» نیز به «غنا» تفسیر شده است.(۴) شنیدن غنا و موسیقى آن چنان اراده انسان را سست و غریزه جنسى شخص را تحریک مى‏کند که شخص را از یاد خدا و قیامت باز می دارد لذا ازعوامل گمراهی به حساب می آید.

گرایش به فساد:
غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى‏کشاند و از راه پرهیزکارى باز مى‏دارد. یک دلیل ساده هم برای آن این است که هر مرکز فساد و فحشایی که در دنیا وجود دارد، موسیقی یکی از لوازم جدایی ناپذیر آن است. در حدیثى از نبى اکرم(ص) آمده است : «الغناءُ رقیة الزنا»:«غنا نردبان زنا است».(۵)

سوء عاقبت:
برای اثبات سوء عاقبت، به واسطة غنا و موسیقی به یک داستان کوتاه که در زمان امام صادق (ع) اتفاق افتاده است، اکتفا می کنیم، چرا که آن چه در زمان آن بزرگواران رخ داده، صرفاٌ یک داستان نیست بلکه باید عبرت برای سایرین وآنان که در زمانهای بعد می آیند قرار بگیرد. مردی به امام صادق(ع) عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند. چه بسا به هنگام قضای حاجت، نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم. امام فرمودند: «این کار را نکن. در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذری نداری؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید: گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند.» مرد عرض کرد : به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از اوآمرزش می طلبم. امام سپس فرمودند: «برخیز و غسل کن و آن چه می توانی نماز بخوان، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بد حال وتیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.» (۶)

قساوت قلب:
یکی از اثرات منفی دیگر موسیقی بر روان انسان ها، پدید آوردن بیماری قساوت قلب در انسان می باشد. مویّد این کلام نیز، سفارش رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) می باشد که به ایشان فرموده اند: «یا على؛ سه کار دل راسخت کند: گوش دادن به آواز و موسیقى، شکار و به دربار سلاطین رفتن»(۷) افرادی که مداومت بر گوش دادن به موسیقی و مطربی دارند قلبشان مریض می گردد و نتیجه این سختی و قساوت قلب این می شود که دیگر موعظه و پند در این قلوب اثر نمی کند. خداوند متعال درقرآن می فرمایند: «قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است یا سخت تر از سنگ. زیرا برخی از سنگ ها از میانشان آب بیرون می آید یا از ترس خدا از بلندی ها فرو می افتد.»(۸)

نشانه و علامت این بیماری آن است که این گونه افراد وقتی در مجلسی قرار می گیرند که در آن سخن از خدا و قرآن و یاد مرگ و آخرت است، اهل موسیقی، حالشان بد می شود و دوست دارند زود از این گونه مجالس خارج شوند و بر عکس اگر در جایی باشند که سخن از دنیا و سرگرمی های گمراه کننده باشد. به اشتیاق بر آن توجه می کنند و دوست ندارند که تمام شود و باز تایید کنندة سخنان فوق،آیة ۶ و۷ سورة لقمان است که در آیة ۶ در مورد اهل «لهوالحدیث» توضیح و بلافاصله درآیة ۷ که مورد بحث ما است می فرماید: و چون آیات و گفتارما بر اهل لهو و موسیقی خوانده شود دوری گزینند و روی برگردانند و تکذیب آن گفتار نمایند مانند کسی که آن را نشنیده و گویا در گوش های ایشان سنگینی است از شنیدن آیات ما پس به ایشان عذابی دردناک را مژده بده.
از بین رفتن حیا:
امام صادق(ع) در این رابطه در حدیثی می فرمایند: «کسی که در خانه اش چهل روز بربط (نوعی تار) نواخته شود، خداوند متعال شیطانی را به نام قفندر بر او مسلّط می کند که عضوی از اعضای وی باقی نمی ماند مگر اینکه او را در برمی گیرد و هنگامی که این گونه شد حیا از او گرفته می شود، به گونه ای که نسبت به آنچه به او گفته می شود بی تفاوت می گردد»(۹). در خصوص اهمّیت حیا نیز خوب است بدانید رسول خدا (ص) در این باره فرموده اند: «حیا و ایمان با همدیگر وابسته‏اند چون یکى از میان برود، دیگرى هم از میان مى‏رود».(۱۰) و باز در اهمیّت حیا درحدیثی آمده است که: «کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد.(۱۱)

از بین رفتن قوّة تفکّر:
موسیقی بوسیله ارتعاشات خود، اعصاب را تحت تأثیر خود قرارداده و کم کم بر قوای ادراکی چیره می شود. به عبارت دیگر «موسیقی به حسب انواع هنری که دارد و هریک از آن انواع مختلف یک حالت در اعصاب ادراکی بر می انگیزد، از شهوت و بی بندوباری و یا شادی و نشاط و اندوه و یا خیالات عرفان گونه و یا دیگرحالات که همۀ آنها حالاتی است خیالی و اوهام ساز ،دیگر ادراکات را بر کنار کرده و همان خیالات جای آن را گرفته و در مسیر انگیزه های موسیقی به حرکت در می آورد. در این حال پای عقل و ذهن و اندیشه به همان خیالات و اوهام بسته شده و درهمان مسیر خیال بافی های موسیقی درحرکت است و دیگر نمی تواند به خود آید.»(۱۲)
افسردگی:
کسی که در موسیقی غوطه ور شد، حالت خمودی وافسردگی، یکی ازحالاتی است که بر او عارض می شود. این مسئله در کسانی که با مطالعه و درس و بحث سروکار دارند، بیشتر نمود دارد. به گونه ای که بعد از موسیقی رغبت آنها نسبت به مطالعه کمتر شده و نیروی فکر آنها ضعیف می شود. روانشناس معروف، دکتر «الکسیس کارل» درکتاب «راه و رسم زندگی» می نویسد: «برخی دانش آموزان می خواهند با توجه به رادیو درس خود را یاد بگیرند و در راه تحصیل پیشرفت کنند ، باید گفت رادیو نیز مانند سینما و موسیقی کاهلی کاملی می بخشد به کسانی که به آن سرگرمند(۱۳)

نزول بلاهای ناگهانی و عدم استجابت دعا:
هم اکنون بسیاری به دنبال پاسخ این پرسش می گردند که چرا زندگی هایمان با وجود رفاه ظاهری با بلاها و مصیبت ها آمیخته شده و یا اینکه چرا هرچه دعا می کنیم مستجاب نمی شود؟ یکی ازعوامل این گونه مسائل را شاید بتوان در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده پیدا کرد، که فرموده اند: «بَیت الغناءِ لاتُؤمن فیه الفجیعةُ و لا تُجاب فیه الدَّعوةُ و لا یَدخلُه المَلَکُ.»(۱۴) «خانه ای که در آن غناء خوانده می شود از مصیبت و بلای ناگهانی ایمن نیست و دعا در آن مستجاب نمی شود و فرشته داخل آن نمی گردد.» 

موارد فوق بخشهایی از مضرّات موسیقی بر روان و معنویّت انسان ها بود. در مقاله بعد، اثرات موسیقی بر جسم را نیز بررسی خواهیم کرد. 

در بخش اول مقاله اثرات موسیقی، به بعد روحی آثار موسیقی بر افراد پرداختیم و قول دادیم در قسمت دوم، اثرات جسمانی و مادی موسیقی را نیز مد نظر قرار دهیم.
برای این که بتوانیم زیان های جسمی موسیقی را بیان کنیم ابتدا به مقدمه ای باید اشاره کنیم:

اصوات حاوی پیام هایی هستند و پیام ها حامل انرژی و توانهایی هستند که بصورت پرتوهای مداوم و همیشه زنده و فعال مانند گازهای ناپیدا در طبیعت در حرکت هستند و با عناصر طبیعت ترکیب می گردند و از آنها عناصری پویا، کارآ، فعال، مفید و یا عناصری مضر، مسموم کننده وفساد انگیز پدید می آید.

اثرات اصوات پایدارترند و هیچ گاه از طبیعت محو نمی شوند. کارآیی و انرژی زایی اصوات از تمامی عناصر طبیعت بیشتر است. اثرات مثبت اصوات بسیار اعجاب انگیر و روح بخش و جان افزا و اثرات تخریب کننده ی آنها نیز بسیار عمیق، سریع و ماندگار است.

در طب ایرانی، تئوری بنیادینی داریم به نام اخلاط چهارگانه (بلغم، سودا، صفرا، خون) و نیز مفاهیم سردی، گرمی، خشکی و تری که اساس طب و تمام راه کارهای بهداشتی و درمانی آن بر این تئوری و مفاهیم بنا نهاده شده است. غذا و اصول تغذیه نیز از این تئوری اخلاط چهارگانه و سردی و گرمی پیروی می کند.
هر انسانی به طور سرشتی و ژنتیکی، دارای طبیعتی است که یا سرد است یا گرم. چیزهایی که می خوریم، می بینیم، گوش می کنیم و در محیط پیرامون ما هستند نیز دارای طبایع مختلفی هستند و برای مزاج انسان تاثیر می گذارند.

رفتارهای نیکو مثل امانت داری و صداقت ایجاد گرمی و دروغ و کینه در بدن ایجاد سردی می کنند. هر کدام از طبایع سرد و گرم در بدن تاثیر مختلفی ایجاد می کنند. بهترین طبایع، گرم هستند و سردی غالباً ایجاد بیماری می کند.(۱)

طبع موسیقی
نواهای موسیقایی همه دارای توان ایجاد گرمی و سردی و خشکی در تن و روان انسان هستند. هر نوایی که موجب شور و نشاط و حرکت گردد و ضربان نبض را افزایش دهد، نوای گرم تعریف می شود و هر نوایی که موجب سستی، رخوت، سردی و غم می گردد و ضربان نبض را کاهش دهد نوای سرد تعریف می شود، هر نوایی که موجب ایجاد واکنش سریع گردد و انسان را از حالت آرام شور و نشاط، خارج سازد و باعث بروز واکنشهای سریع گردد، نوای خشک تعریف می شود، اگر این واکنش از سر عشق و نشاط و امید و انرژی بود گرم و خشک است و اگر از سر غم، نومیدی، یأس ودارای حس گریز و از خود بیخود شدن و لاابالی گری بود، سرد و خشک تعریف می شود.

براساس این معیارها، نواهای موسیقی شرقی بیشتر دارای مزاجی گرم هستند، دستگاه ها و سازها سازمانهای موسیقایی را ارایه می دهند که گرمی و نشاط می بخشند، اشعار و نتهایی که از این دستگاه ها به کار گرفته می شوند در چهت ایجاد مزاج موسیقی از حیث گرمی و سردی کمک کننده هستند.

اما دستگاه های موسیقی غربی با توجه به مصنوع بودن آلات موسیقی، شاید در ابتدا ایجاد حرکت و شور و نشاط یا به بیانی گرما نماید، اما با پایان یافتن پخش موسیقی مغز به سرعت سرد می شود و این سرد شدن سریع موجب سستی و رخوت در تن و مغز می شود. از این رو طرفداران موسیقی غربی مانند معتادانی هستند که به طور پیوسته باید به این نواها گوش بسپارند و در صورت نبود صدا، بدن را خالی از باطری حرکت بخش می پندارند.

البته به کار گیری ادوات موسیقی صنعتی توانسته است موسیقی شرقی را نیز دچار سردی بخشی و سوداآوری نماید. به کار گیری ادوات موسیقی الکترونیکی در شیوع موسیقی رپ و آهنگ هایی با توازن تند و پیوسته، که اخیراً در کشورهای شرقی به کار گرفته می شود، موجب خروج موسیقی از نظام آهنگین گرمابخش گردیده و زمینه های سردی بخشی و اباهی گری و سودازایی را فراهم می سازد و حالت برون گرایی پدید می آورد. این در حالی است که موسیقی شرقی آرامشی دورن گرا پدید می آورد و روح انسان را به سوی انرژی انباشته هدایت می نماید. (۲)

پروفسور«ولف آدلر»( استاد دانشگاه کلمبیا) نیز در خصوص اثرات موسیقی پس از سالها تحقیق می گوید: « بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی، شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب می گذارد. موسیقی علاوه براین که سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقّت خارج از حدّ طبیعی آن سخت خسته می کند، عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می شود عرقی خارج از حدّ طبیعی در پوست ایجاد می نماید که بسیار زیان بخش است و ممکن است مبدأ امراض دیگری قرارگیرد»(۳)

در تعریف دیگر نیز می توان گفت، دربدن انسان، یک سلسله اعصاب وجود دارد که به آن، سلسله اعصاب نباتی می گویند. سلسله اعصاب نباتی به دو دسته تقسیم می شوند : ۱ـ اعصاب سمپاتیک. ۲ـ اعصاب پاراسمپاتیک.

اعصاب سمپاتیک وظیفه اش تنگ کردن مردمک چشم، جلوگیری از ترشح ، بالا بردن فشارخون، تند کردن ضربان قلب و… می باشد و باعث می شود که انسان در کارهای زندگی بیدار و در امور، کوشا و فعّال باشد. اعصاب پاراسمپاتیک برعکس اعصاب سمپاتیک عمل می کند و ارمغان آن برای انسان، رخوت وسستی و بی حالی، خواب، غفلت، سهو و نسیان و اندوه حزن و بیهوشی است و وظیفه اش انقباض عضلات صاف ، ایجاد ترشح ، تقلیل فشارخون، تنگ کردن مردمک چشم وکند کردن ضربان قلب و… می باشد(۴)بدیهی است وقتی از خارج تحریکاتی روی اعصاب شروع می شود اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پائین یا بالا می روند. ازجمله تحریکات خارجی که منجر به عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک می شود ارتعاشات موسیقی است که اثراتی دربدن ایجاد می کند که ما به گوشه ای ازآن ها اشاره خواهیم کرد:

۱ـ ضعف اعصاب:
به دلیل از بین رفتن توازن و تعادل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک ناشی از ارتعاشات موسیقی، ضعف اعصاب ایجاد می شود. دکتر «آرنولد فریدمانی» پزشک بیمارستان نیویورک ورئیس کلینیک سردرد، با کمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغز وتجربیاتی که بدست آورده ثابت کرده که یکی از عوامل مهم خستگیهای روحی وفکری وسردردهای عصبی، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقّت وتوجّه می کنند.(۵) شورای ملّی تحقیقات کانادا هم نتایجی از تحقیقات خود اعلام کرده که قابل توجّه است: صدای موسیقی ، هر قدر هم که ضعیف باشد ، آشفتگی فوق العاده شدیدی در کار مغز ایجاد می کند ، صدای ملایم موسیقی حتّی درموقع خواب دشمن سلامت است.خطرناک ترین و بدترین عذاب برای کسی که به خواب رفته است،صدای آهستة موسیقی درحال پخش است(۶)

۲ـ عمرکوتاه:
گفته می شود عمر متوسّط انسان، حدود۱۲۰سال می باشد ولی علل وعوامل مختلفی در کاهش یا افزایش این مقدار مؤثر است .عواملی چون تغذیه،تفریح ،خنده،گناه و… .
امام صادق (ع ) می فرمایند: «بَیتُ الغِنا لا تؤمنُ فیهِ الفَجیعةُ وَ لاتُجابُ فیه الدَّعوَةُ وَلایَدخُلُهُ المَلَکُ(۷).«خانه ای که در آن غنا باشد، از مرگ و مصیبتِ دردناک ایمن نیست و دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند».طبق یافته های دانشمندان نیز از جملة عوامل کاهش طول عمر انسان، سرو صداها و صدای موسیقی می باشد به طوری که برخی موسیقی دان ها به نصف عمر طبیعی هم نرسیده اند شاید عوامل دیگر نیز در مرگ آنها دخیل بوده باشد، اما نمی توان از این حدیث هم در کوتاهی عمر چشم پوشی کرد.

۳ ـ گرایش به مواد مخدّر:
بسیاری ازموسیقی دانان به علّت عارض شدن ضعف اعصاب گرایش به مواد مخدّر پیدا کرده تا شاید درمانی برای این بیماری پیداکنند. مواد مخدّر در نگاه اول مسکّن خوبی برای اعصاب وروان است لذا غافل از مضرّات زیاد آن ،به آن روی آورده و در دام آن گرفتار می آیندکه البتّه خود مواد مخدّر نیز درکاهش قوة بینایی نقش دارد و مضرّات مواد مخدّر، خود فصل جداگانه ای می طلبدکه از گنجایش بحث خارج است.

۴ ـ ضعف چشم:
از جمله حسّاسترین اعضای بدن چشم ها وگوش ها هستند. حرکت چشم ها توسط اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک انجام می شود و گفته شد که بوسیله ارتعاشات موسیقی تعادل این سیستم به هم می ریزد و موجب ضعف اعصاب می شود، با تکرار این عملکرد تأثیرات عمیقی دراین اعضای حسّاس ایجاد می شود و در نتیجه باعث ضعف چشم می گردد.

۵ ـ فشارخون:
یکی دیگر از عوارض موسیقی پیدایش بیماری فشار خون است که البتّه این هم عوامل مختلفی دارد و موسیقی یکی ازآن عوامل است.این مسئله را پزشکان با بررسی های خود دریافته اند و به کسانی که با موسیقی و سروصدای زیاد در ارتباط اند در مورد عوارض آن هشدار داده اند. دکتر «گورلدواین» پس از مطالعات زیاد به این نتیجه رسید که رادیو، علّت اساسی فشارخون به شمار می رود و برای اطمینان از این موضوع بازوبند فشار خون را به خود بست و این نتیجه بدست آمد که هرقدر انسان از یک قطعة موسیقی بدش بیاید، همان اندازه فشار خون او بالا می رود. از همه مهمتر مشاهده حالات روانی خود موسیقی دانان است که بزرگترین نمایش تجربیات و آزمایش های علمی و عملی است که زیان موسیقی را در این قسمت برای ما تشریح می کند، زیرا آنها به تدریج، گرفتار اختلالات عصبی و حسّاسیت های بی جا شده و در نتیجه، اغلب دچار انقباض عروق و فشارخون و سکته های مغزی گردیده و حتّی بعضی ها در هنگام نواختن موسیقی، فشار خون شان بالارفته ودر اثر سکتة ناگهانی جان خود را فدای تحریکات و ارتعاشات موسیقی کرده اند.

منابع:
۱- عزیز خانی، محمد، طب ایرانی و تغذیه، صص ۶ و ۷
۲-خیراندیش، حسین، مزاج انواع، صص ۵۱- ۵۶
۳- مجله دیمانش ایلوستر ،چاپ پاریس ،شماره ۶۳۰٫
۴- نگاهی به موسیقی ، ص۳۶٫
۵-سلامتی وطول عمر دراحکام اسلام، ص۸۲و۸۳٫
۶- تأثیرموسیقی براعصاب وروان،ص ۷۳به نقل از روزنامه اطلاعات،شماره۱۲۷۵۴٫
۷- کافی،ج۶،ص۱۶۵۵،ح۱۵ووسائل الشیعه،ج۱۲،باب۹۹،ص۲۲۵،ح۱٫