تکواژ
نگرفتید. نکات دیگر: 1) کسره ی بین دو واژه(= نقش نمای اضافه= - یک تکواژ است. کار مفید: کار/ - / مفید/ 2) شناسه های فعل ها: (م/ی/ - د/ یم/ ید/ - ند/) چه مذکور باشند چه نباشند، تکواژند. به بیان دیگر برخی از فعل ها مثل(سوم شخص مفرد فعل های ماضی(به جز ماضی التزامی: نوشته باشد)، فعل های امر مفرد، و سه فعل "است، هست، نیست" شناسه ندارند، اما شناسه ی محذوف آن ها به عنوان تکواژ صفر Ø در شمارش تعداد تکواژها یک تکواژ شمرده می شود. درواقع ما هرگز فعل یک تکواژی نداریم و حداقل تکواژهای یک فعل، دو تا است. بن فعل+ شناسه(چه محذوف و چه مذکور) می نوشت: می/ نوشت/Ø/ : سوم شخص مفرد ماضی استمراری"او" می باشد. نمی رفته است: ن/ می/ رفت/ -ه/ است/Ø/ 3) بن های ماضی و مضارع فعل ها، تکواژ آزاد محسوب می شوند. دانا: دان(آزاد)/ ا/(وابسته) خداشناس: خدا(آزاد)/ شناس(آزاد)/ 4) علامت های جمع هم یک تکواژاند. کتاب ها: کتاب/ ها/، دانشمندان: دان/ - ش/ مند/ ان/ 5) کسره ی زیر کلمات (برای ، از برای ، بهر ، بدون...) که واج - در این گونه حروف اضافه متعلق به خود واژه ها هستند و نقش نمای اضافه نیستند، یک تکواژ جدا محسوب نمی شوند. از بهر: /از/ بهر/ ، بدون: /بدون/ 6) صامت های میانجی تکواژ به حساب نمی آیند. می گویم: می/گو/-م/ (صامت میانجی "ی" قبل از "م" صامت میانجی است و مستقلا یک تکواژ محسوب نمی شود.)، دانایان: دان/ا/ان/ ("ی" صامت میانجی است) ، هفتگی: هفت/ -ه/ ی/ ("گ" صامت میانجی است) واژه: از یک یا چند تکواژ ساخته شده است و معنای مستقل (مثل: قلم، دانشمند، نمی نوشت) یا غیر مستقلی(مثل: از، در، که، با، تا، را) دارد. یا در ساختار جمله مفهوم پیدا می کند. مثل: نقش نمای اضافه( - )، حروف پیوند "و" و "ی" اسنادی در "تویی" (تو هستی). 1) نقش نمای اضافه یک واژه محسوب می شود. دانش آموزهوشمند: دانش آموز/ - / هوشمند/ 2) علامت های جمع و شناسه ها ی فعل واژه محسوب نمی شوند. فعل ها کلا یک واژه اند. کلمات همراه با جمع شان هم یک واژه اند. کتاب ها: کتاب ها/ ، شهیدان : شهیدان/ ، رفته بود: رفته بود/ 3) حرف ربط و حروف اضافه خود یک واژه اند: من دیروز یکی از دوستانم را در خیابان دیدم. من/دیروز/یکی/از/دوستانم/ را/دیدم/ · حالا به مثالمون بر می گردیم: در عبارت" شاعر زمان ما قبل از آن که به زندگی بیندیشد به این می اندیشد که در تاریخ ادبیات آیا کدام تجربه را به نام او خواهند نوشت." چند واژه و چند تکواژ وجود دارد؟ متنتون رو خیلی خوب بخونید. برای مثال در این مثال تاریخ ادبیات را به دو شکل می شود خواند. یکی بدون نقش نمای اضافه و دیگری با آن. اما دراین جا با نقش نما را در نظر گرفته اند. تکواژ: شاعر/-/ زمان/-/ما/قبل/از/آن/که/به/زنده/ی/ب(ی)/اندیش/-د/ به/این/می/ اندیش/-د/که/در/تاریخ/-/ادب/ی/ات/ آیا/کدام/تجربه/را/به/نام/-/او/خواه/-ند/نوشت (38 تکواژ) واژه: شاعر/-/ زمان/ -/ ما/ قبل/ از/ آن/ که/ به/ زندگی/ بیندیشد/ به/ این/ می اندیشد/ که/ در/ تاریخ/-/ ادبیات/ آیا/ کدام/ تجربه/ را/ به/ نام/ -/ او/ خواهند نوشت. (29 واژه) · "در شعر"باغ من" شاعر به توصیف پاییز می پردازد و پاییز را نه فصل بی حاصلی و خشکی و نازیبایی، که مظهر زیبایی و پادشاه فصل ها می داند." چند واژه و چند تکواژ وجود دارد؟ تکواژ: در/ شعر/-/باغ/ -/ من/ شاعر/ به/ توصیف/-/ پاییز/ می/ پرداز/ -د/ و/ پاییز/ را/ نه/ فصل/ -/ بی/ حاصل/ی/ و/ خشک/ی/ و/ نا/ زیب/ا/ یی/ که/ مظهر/ -/ زیب/ ا/ یی/ و/ پادشاه/ -/ فصل/ ها/ می/ دان/ -د/ (45 تکواژ) واژه: در/ شعر/-/ باغ/ -/ من/ شاعر/به/ توصیف/-/ پاییز/ می پردازد/ و/ پاییز/ را/ نه/ فصل/-/ بی حاصلی/ و/ خشکی/ و/ نازیبایی/ که/ مظهر/-/ زیبایی/ و/ پادشاه/ -/ فصل ها/ می داند/ (32 واژه) تکواژ از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد کوچکترین یکای (واحد) زبان که دارای نقش دستوری و معنایی مستقل میباشد تکواژ یا علامت[۱][۲] نام دارد. هجاها و طول آنها نمیتوانند برای بازشناختن تکواژها ابزار سودمندی باشند. معیار و سنجهٔ بنیادین این است که تکواژ را نمیتوان به یکاهای دستوری کوچکتر بخش کرد. تکواژها از به هم پیوستن واجها تشکیل میشوند و تکواژها را نمیتوان به واحدهای دستوری کوچکتر بخش کرد. تکواژها را به دو دسته بخش میکنند: تکواژ آزاد و تکواژ وابسته در دانش زبانشناسی تکواژها را معمولاً میان دوابرو قرار میدهند. مانند: {کن}، {من} شمار تکواژهای یک زبان خیلی بیشتر از شمار واجهای آن است. محتویات [نهفتن] · ۱ تکواژ آزاد · ۲ تکواژ وابسته · ۳ جستارهای وابسته · ۴ منابع تکواژ آزاد [ویرایش] به تکواژی میگویند که به تنهایی و به صورت مستقل در جمله به کار رود. تکواژ آزاد خود به دو بخش تقسیم میشود: § تکواژ ازاد دستوری: تکواژهایی را گویند که معنی مستقلی ندارند؛ اما در ساخت دستوری جمله به صورت مستقل به کار می روند. مانند: به ، از ، در ، برای ، با ، را و... § تکواژ آزاد قاموسی (واژگانی): تکواژی است که دارای معنی مستقل است و در فرهنگ لغت برای آن معنی مشخصی میتوان یافت. مانند: ابر ، ماه ، دست ، اسب و... تکواژ وابسته [ویرایش] به تکواژی میگویند که کاربرد و معنای مستقل در جمله ندارد و بر دو نوع است: § تکواژ وابستهی تصریفی: تکواژهایی را گویند که واژه ی تازه ای نمی سازند؛ بلکه حالت واژه را تغییر داده و آن را برای قرار گرفتن در جمله تغییر میدهد. مانند: «ان» در درختان ، «ها» در گیاهان ، «تر» در سریعتر و... § تکواژ وابستهی اشتقاقی: تکواژهایی را گویند که باعث ایجاد واژهای جدید با معنایی مستقل میگردند. مانند: «- َک» در اتاقک ، «ار» در رفتار ، «چه» در بازیچه و... § ژ ( morpheme ) § § ـ نام هاي ديگر : واژك ، ساخت واژه ، سازه . § ـ تكواژ به عنوان عنصر ساختماني كلمه ، كوچك ترين واحد ( سازه ) معني دار زبان است كه قابل تجزيه به واحد هاي معنادار كوچك تر نباشد. § ـ تكواژ ممكن است از يك يا چند « واج » ساخته شده باشد ؛ مثال : كتابي «كتاب» (چند واجي) + «ي» (يك واجي) § ـ بعضي تكواژها تجلّي آوايي ندارند كه به آن ها تكواژ صفر مي گويند ؛ علي رفت : علي + رفت + Ø ( شناسه ي سوم شخص مفرد ماضي ) § ـ تكواژ صفر را با علامت ( 0 ) هم نشان مي دهند : تكاليف + را + بـ + نويس + 0 § ـ تعداد تكواژها در زبان ، بر خلاف واج ، نامحدود است و اين يكي از تفاوت هاي واج و تكواژ است . § § انواع تکواژ : آزاد ، وابسته § § ۱- تکواژ آزاد : تكواژي است كه مي تواند بي همراهي تكواژي ديگر در جمله ظاهر شود و معناي § مستقلي داشته باشد و بر دو نوع است : قاموسی ، دستوری § آزاد قاموسی :۱- تكواژي كه ممكن است به تنهايي به صورت واژه ي ساده به كار رود § يا پايه ي واژه را در واژه هاي فعل يا غير فعل تشكيل دهد : سيم ، § ساز ، آ ( در « مي آيم » ) § ۲- تكواژهاي واژگاني فهرستي باز را تشكيل مي دهند ، زيرا امكان § كاستن يا افزودن آن ها وجود دارد . § ۳- انواع : پايه ي فعل ، اسم ، صفت ، قيد . § § آزاددستوري : ۱- تكواژهايي كه به صورت واژه به كار مي روند امّا تعداد آن ها محدود و § مشخّص است و معني ، نقش يا رابطه ي دستوري خاصّي را نشان § مي دهند . § ۲- انواع : § ۱- ضماير ( من ، تو ، او، ما ، شما ، آن ها ، خود ، ... ) § ۲- حروف اضافه ( از ، به ، براي ، جز ، با ، بر ، بي ، ... ) § ۳- حروف ربط ( و ، ولي ، امّا ، يا ، كه ، زيرا ، ... ) § ۴- حروف ندا ( اي ، يا ، ايا ، ا ،... ) . § ۵- نقش نمای اضافه ( ــِــ ) § نکته :معمولاً تکواژها کمتر از دو واج نیستند امّا تکواژهایی هستند که هم یک واج ،هم § یک تکواژ و هم یک واژه اند : § ۱- نقش نمای اضافه و وصفی: هوایِ بهار ، هوایِ بهاری § ۲- حرف هم پایه ساز و هرگاه به صورت ـُـ تلفّظ شود: کتابُ دفتر § ۳- نقش نمای منادای ا: احمدا § ۴- فعل پی بستی ی : چطوری؟( این مورد علاوه بر واج ، تکواژ ، واژه ، گروه هم هست .) § § ۲- تکواژ وابسته : 1- تكواژي است كه نمي تواند به تنهايي در جمله ظاهر شود بلكه حتماً بايد به § يك یاچند تكواژ ديگر بپيوندد و بر دو نوع است : ۱- اشتقاقی ، ۲- تصریفی § § وند اشتقاقی:۱- تكواژ هايي كه تنها به عنوان پيشوند يا پسوند يا ميانوند به همراه پايه § ي واژگاني فعل یا غير فعل به كار مي روند و از اين راه ، معمولاً ، واژه ي § جديدي پديد مي آورند ؛ مثل « مند » در « سالمند » كه معناي سال را § عوض كرده است . § ۲- تعداد اين تكواژ ها زياد است بنابراين بهتر است وند هاي تصريفي را § بشناسيم و هر وندي كه تصريفي نبود آن را اشتقاقي به شمار آوريم . § ۳- انواع : § ۱- مقوله ساز : مرد + انه : مردانه (كه نوع كلمه را تغيير مي دهد و § بيشتر پسوندند.) § ۲- واژه ساز : گندم + زار: گندم زار § وند تصریفی : ۱- تكواژهايي كه تأثيري در نوع ساختمان كلمه ندارند فقط موقعيت § كلمه را در جمله تغيير مي دهند . § ۲- انواع : § ۱- نشانه هاي جمع : ها ، ان ، ون ، ين ، ات : كتاب ها § ۲- « ي » نكره : كتابــی § ۳- « تر » و « ترين » در قيد و صفت : شجاعانه تر § ۴- « مي » ، « بـِ » ، « نـ ِ » ، « نـَ » ، « ـه » در افعال : بـِروم § ۵- نشانه هاي ماضي « د » ، « يد » ، « ت » ، « اد » : خريد § ۶- شناسه ها « ـَ م ، ي ،0 / ـَ د ، يم ، يد ، ـَ ند » : خريدي § § § ـ به تكواژ هاي اشتقاقي و تصريفي تكواژهاي دستوري نيز مي گويند و بر همين اساس گروهي از زبانشناسان به بيش از دونوع تكواژ اعتـــقادي ندارند و كل تكواژ ها را به دو نوع آزاد و دستوري مي نامند . به عبارت ديگر تكواژهاي نامحدود را تكواژ هاي قاموسي و تكواژهاي محدود را دستوري مي دانند .نكته ي قابل ذكر اين كه تكواژهاي قاموسي اگرچه نامحدودند و در اصطلاح فهرستي باز دارند امّا بسامد آن ها در زبان خيلي كمتر از تكواژهاي دستوري است به عنوان مثال تكواژ قاموسي « سنگ » را چقدر در طول روز استفاده مي كنيم امّا در مقايسه ، چقدر از تكواژ دستوري « از » استفاده مي شود . § § تكواژ گسسته § تكواژهايي كه جدا ازهم به نظر مي رسند امّا در اصل يكي بيشتر نيستند مثلاً در اين جمله : چه هوايي ! كه « چه ... ي » در مجموع يك تكواژ بيشتر نيست يا در اين عبارت : هر كتابي . « هر ... ي » يك تكواژ است . § § آميزه § گاهي اوقات خصوصيات صرفي و نحوي بعضي تكواژها به گونه اي با هم مي آميزند كه مرز آن ها قابل تشخيص نيست به اين گونه تكواژها « آميزه » مي گويند ؛ به عنوان مثال « را » در اين جمله : كتاب را خواندم .كه از نظر صرفي نشانه ي معرفه است و از نظر نحوي نشانه ي مفعول. § § تكواژ دستوري اختياري و تكواژ اجباري § تكواژ اختياري تكواژي است كه حذف آن تغييري در ساخت نحوي و معنايي جمله نمي دهد ؛ مثلاً در اين جمله : من رفتم . اگر « من » حذف شود جمله از نظر نحوي و معنايي هيچ تغييري نمي كند يا در اين جمله : مطلبي را خواندم . كه مي توان « را » را حذف كرد : مطلبي خواندم . § امّا تكواژ اجباري قابل حذف نيست ؛ مثل شناسه ها در فعل : « من رفتم » را نمي توان گفت : من رفت . § § واژه بست ( تكواژ آزاد استثنايي ) § ـ واژه بست ها نوعي از تكواژهاي دستوري هستند كه داراي ويژگي هاي زيرند : § § ويژگي ها :۱- به دنبال واژه مي چسبند امّا جزيي از آن واژه به شمار نمي آيند . ( دليل نام § گذاري آن ، همين است .) § ۲- به ساخت يا رابطه ي دستوري خاصي اشاره مي كنند . § ۳- از لحاظ آوايي تكيه ي اصلي بر آن ها ظاهر نمي شود . § انواع: § ۱- نقش نماي اضافه « ـِ » : هواي ِ پاييز . § ۲- نقش نماي وصفي « ـِ » : هواي ِ تميز . § ۳- فعل هاي پي بستي « ـَ م ، ـ ي ، يم ، ـ يد ، ـَ ند » : خوبــَم . § ۴- ضماير متّصل « ـَ م ، ـَ ت ، ـَ ش ، ـِ مان ، ـِ تان ، ـِ شان » : كتابــِمان ، برايــَت ، ازَش . § ۵- حرف عطف « ـُ » : كتاب و دفتر . § ۶- علامت ندا « ا » : حافظـا . § ۷- نشانه ي معرفه « ـِ ش » : محلـش خوب است . § ـ به واژه بست « تكواژ آزاد استثنايي » هم مي گويند ؛ زيرا تكواژ آزاد بايد به گونه اي باشد كه خودش به تنهايي كاربرد داشته باشد و از همين رو آن را « مستقل » مي نامند ؛ امّا واژه بست ها همان طور كه ديديم كاربرد مستقل ندارند . § § چسبانه ( پي واژه ) § هرگاه تكواژ وابسته اشتقاقی فقط از يك واج پديد آيد و به آخر كلمه بچسبد آن را چسبانه مي نامند و از آن جايي كه اين تكواژ ها در آخر كلمه مي آيند به آن پي واژه نيز مي گويند ؛ § مثال : § ۱- تخت + ـه : تخته § ۲- رنگ + ي : رنگي § ۳- اخم + و : اخمو .
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۶ ساعت 13:53 توسط سجّاد تال
|
سجّادتال هستم. متولّد63. کارشناس ارشد و دبیر ادبیّات فارسی.