• وقتی عکس گل محمّدی در آب افتاد، ماهی‌ها صلوات فرستادند.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.
  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
  • به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.
  • قلبم پرجمعیّت‌ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی.
  • پایین آمدن درخت از گربه.
  • قطره ی باران، اقیانوس کوچکی است.
  • زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.
  • جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.
  • فوّاره و قوّه ی جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
  • باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.
  • فاصله ی بین دو باران را سكوت ناودان پر می كند.
  • فریاد زندگی در سكوت گورستان ته نشین می شود.
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً نا امید نشوند، دستم را از پشه بند بیرون می‌گذارم.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
  • غم، کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برد.